صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
صفحات اختصاصی
گروه های خبری
شعر و ادب
بین الملل
تلنگر / وبلاگ رسمی دکتر سوسن صفاوردی
محله خبر
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار

قصه' ماهور' تبدیل به فیلمنامه شد

نویسنده فیلمنامه ماهور با ابراز خرسندی از تبدیل شدن قصه اش به فیلمنامه گفت: به لطف پروردگار بعد از سال ها قصه' ماهور' من فیلمنامه شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی نیوزدی، مجید نیامراد با سپاس از دوستانش که در این راه اورا همیاری کردند اظهار کرد: جا دارد مراتب سپاس و قدردانی خود را نسبت به عزیزانم علیرضا غفاری،سعید ناظمی،هنگامه عابدین،بهزاد عبدی ، همراه خوبم رامین مشکین مقدم و استاد فرهیخته و گرانقدر ناصر تقوایی اعلام دارم.
 
  نیامراد درمورد خلاصه داستان ماهور  که به صورت فیلمنامه آمده است می گوید: سکانس 3 : منزل موهبت - شب - داخلی
در اتاق باز می شود، پروین مادر ماهور در حالی که سینی آب و دارو را در دست گرفته ، در آستانه در قرار می گیرد . او زنی حدود شصت ساله است حزن و اندوه در نگاهش موج می زند ، اما لبخند مهربانش سعی در پنهان نگاه داشتن این حال دارد.تخت خوابی ظریف و دخترانه در یک طرف به همراه میز آرایش کوچک که روی آن چند قاب عکس قرار گرفته ، روی دیوارهای اتاق چند تابلوی سیاه قلم نصب شده و چندتایی هم روی زمین زیر آباژور به دیوار تکیه زده اند،تمام نقاشی ها بیانگر روح لطیف و زیبا پسند نقاش هستند... در طرف دیگر اتاق ، نزدیک پنجره ، ماهور با پوشش سنتی مقابل سه پایه ی نقاشی ایستاده ، دریک دست صفحه ی پالت رنگ و در دست دیگر قلم مو دارد. آنقدر در عالم خود غرق شده که متوجه حضور مادرش نمی شود . پروین از دیدن نقاشی رنگ روغن تعجب کرده قبل از اینکه چیزی بگوید! ماهور غریبانه با خود زمزمه می کند.
ماهور : مرداب اتاقم کدر شده بود 
و من زمزمه ی خون را در رگ هایم می شنیدم
زندگی ام در تاریکی ژرفی می گذشت
این تاریکی ، طرح وجودم را روشن می کرد
پروین دستی بر شانه ماهور می گذارد
پروین : مگه رنگ روغن هم کار می کنی ؟
ماهور که در عالم خود است ، جواب دیگری به سوال مادر می دهد
ماهور : همیشه یا تشنه ایم یا توی آب غرق می شیم
پروین متوجه حال او می شود .... می خواهد او را به خود بیاورد .
پروین : عزیزم موقع قرص خوردنه ، میدونی ساعت چنده ؟... بهتره استراحت کنی !
ماهور : دارم می خشکم ، دارم مثل شاخه ای که که توی آتیش افتاده ، صدای ترکیدن پوستم را می شنوم
پروین : تو رو خدا اینطور حرف نزن ، من می ترسم
ماهور که به خود آمده ، مادر را در آغوش می گیرد
ماهور : نمی خواستم ناراحتت کنم ، جای خالی پدر به فغانم آورد .
بیشتر توجه پروین به نقاشی ماهور جلب می شود در نقاشی ماهور نمادهایی از جنگ وجود دارد که حال پروین را آشفته می کند ، ماهور به پنجره خیره می شود ، دیدگاه به سمت پنجره حرکت می کند ، همزمان با حرکت نوای نی شروع می شود . 
گفتنی است این فیلمنامه توسط مجید نیامراد ساخته خواهد شد.

 

انتهای پیام/

شناسنامه


کدخبر: ۱۴۰۰۵
تاریخ: ۱۳۹۴/۲/۲۷     ساعت: ۱۳ : ۳۴
امتیاز به این خبر:
  • 0
سرویس: اختصاصی       زیرسرویس: گفتگو
انتشار:
ارسال نظر


نام :*
ایمیل:
نظر :*
ارسال
نظرات


کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه خبری متعلق به سرزمین ارتباطات میباشد.
  • ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۴ مرداد
  • ٣ ذو الحجه ١٤٣٩
  • Aug 15 2018