صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
صفحات اختصاصی
گروه های خبری
شعر و ادب
بین الملل
تلنگر / وبلاگ رسمی دکتر سوسن صفاوردی
محله خبر
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
اختصاصی نیوزدی/مترجم سیامک هنرجویی

روابط آمریکا – سعودی (بخش اول)

تحلیل­گران آمریکایی مایل­اند در هر زمان که تغییر در روابط میان دو کشور پدیدار می­شود، نه فقط در مورد شکنندگی عربستان در مسائل داخلی و قدرت منطقه­ای آن بزرگ نمایی کنند بلکه در مورد سطح روابط مابین عربستان و آمریکا نیز غلو نمایند. ناظران مسائل عربستان در مهم­ترین اتاق­های فکر واشینگتن، آشکارا بیان می­کنند که روابط آمریکا وعربستان بحرانی است. سطوح بالای اداره سابق بخش سیاست خاورمیانه در دولت کلینتون استدلال کرد که سعودی­ها می­فهمند، در حال حاضر دولت اوباما یک تهدید برای سیاست داخلی آن­هاست. روزنامه لس­آنجلس تایمز نوشت " با برتری­خواهی در خاورمیانه میان عربستان سعودی و آمریکا که متحدان قدیمی نیز هستند و با وجود انقلاب عربی در منطقه، یک تضاد در مسیر ارتباط این دو ایجاد می­شود". بدون شک، واشینگتن و ریاض در بعضی از مطالب اخیر هدف و نظر متقابل داشتند، بیشترین موارد قابل توجه، کناره­گیری از قدرت مبارک و مداخله سعودی در بحرین است. اما گفتگو از بحران­ها و برخوردها کاری اشتباه وگمراه­کننده­ است. اگرارتباط عربستان­ _ آمریکا بعد از تحمل بحران­های واقعی مانند تحریم نفتی از سال 1974- 1973 و نتایج حاصل از حملات یازدهم سپتامبر تا به امروز هنوز به قوت خود باقی مانده، قطع این ارتباط بعد از اختلافات کنونی عملی سخت است.

در آنچه­که سعودی­ها می­گویند هیچ شکی نیست( روزنامه وال استریت ژورنال مورخه شانزدهم آوریل 2011 در مقاله­ای تحت عنوان "جنگ سرد جدید" به قلم بیل اسپایندر و مارگاریت کوکر بیان داشت که مقامات سعودی میگویند علی­­رغم اختلاف­نظر کنونی میان روابط آمریکا و عربستان، آنها قراردادهای امنیتی خود را با واشینگتن ملغی نمی­کنند). تعامل بین واشینگتن و ریاض از چشم­انداز روابط پشتیبانی می­کند، علی رغم کدورت­ها و فشارها، بحرانی برای ادامه روابط ایجاد نمی­شود. طرح­هایی برای پیگیری فروش 60    بیلیون دلار تجهیزات نظامی آمریکا به عربستان در سال جدید وجود دارد. مستشاران آمریکایی به وزارت کشور عربستان برای تربیت 35000 نیروی مخصوص امنیتی ماهر جهت حفاظت از تاسیسات نفتی سعودی کمک می­کنند. همکاری اطلاعاتی بین دو کشور در مورد مقابله با عملیات تروریستی در سطح بالایی وجود دارد. واشینگتن وریاض در مدیریت انتقال قدرت در یمن با هم هماهنگ هستند. هردو کشور به بلندپروازی­های ایران درمنطقه به عنوان یک تهدید جدی و مورد توجه نگاه می­کنند.

دگرگونی و تغییر در ایجاد روابط:

آن­هایی که می­گویند در بعضی از مواقع در روابط بین دو کشور بحران به­وجود می­آید، در نتیجه این روابط گزافه گویی می­کنند. موسسه سیاسی اطلاع داد عربستان و آمریکای جنگ جهانی دوم  در دور نمای جنگ سرد سهیم بودند و آمریکا به­ واسطه این رابطه صنایع نفتی عربستان را  توسعه داد. آخرین تغییر بنیادی در روابط آمریکا وعربستان در سال1970  اتفاق افتاد زمانی که سعودی­ها خواستند در رابطه با مساله نفت، خود قدرت تصمیم گیری داشته باشند. حالا شرکت­های آمریکایی مشتریان، مشاوران، و گاهی اوقات شرکای ریسک معاملات نفتی عربستان هستند،که سعودی­ها با انجام سیاست­های نفتی آن­ها را به دنبال خود می­کشند. برای آن­ها بیش­ترین صادرات انرژی در منطقه شرق است، درجنوب و شرق آسیا، نه در غرب. بنابراین تمرکز سیاست خارجی آن­ها جهت دگرگونی به آن سو می­باشد. در پایان جنگ سرد دشمنی در مشترکات جهانی از بین رفت و دو طرف قضایا نه فقط در شرق، بلکه در آفریقا، جنوب آفریقا، اروپا وآمریکای لاتین به ایجاد یک تشریک مساعی رهنمون شدند.

در حال حاضر عربستان سعودی و آمریکا اشتراکات قابل توجهی در مورد بعضی از قضایا دارند، اما عقایدی خود­به­خود و به­ صورت غیرارادی در بعضی از مسائل بحران جهانی مطرح شد­( یک گزافه­گویی در آن زمان)که موجب جنگ سرد گردید. سیاست­مداران آمریکایی باید از تفکراتی که موجب کمک آمریکا به سعودی­ها در مورد مساله قیام مردم می­شود صرف­نظر کنند، آن­ها منتظر واکنش مثبت صادقانه هستند زیرا سعودی­ها محتاج به آینده امید بخش تصمیمات واشینکتن می­باشند. در حال حاضر رابطه دوکشور بهتر شده است، به­جهت این رابطه هر کدام از طرفین در پی منفعت خاص خود از طرف دیگر است، اما آن­ها به شکلی شرایط را ایجاد می کنند که نتایج آینده به نفع هردو کشور باشد. مطمئنا این مطلب آخرین روش مهم عربستان در راستای این رابطه می­باشد. شاهزاده ترکی الفیصل رئیس سابق سازمان اطلاعات خارجی عربستان وسفیر سابق عربستان در آمریکا، در صفحه اول واشینگتن پست نوشت: "مخالفت آمریکا با درخواست فلسطینی­ها از سازمان ملل متحد برای به رسمیت شناختن رهبری ریاض به علت  سیاست­های متفاوت آمریکا با عربستان در مورد بحران عراق، یمن و افغانستان است". (متعجب کردن صالح از بازگشت او به یمن در اواخر سپتامبر 2011  از عربستان سعودی، ممکن است معلول چنین سیاستی باشد.) هم اکنون در بده بستان­ها و تعاملات، رابطه بین دو کشور از یک جهان­بینی مشترک متمایز است.

در تعاملات این محیط جدید، چگونه آمریکا باید رابطه خود با عربستان سعودی را مدیریت کند؟ با نظر به اینکه این رابطه موجب کمترین میزان حساسیت موارد اختلاف نظر کارشناسان شود و آمریکا با ایجاد یک رابطه عاقلانه و آگاهانه با ریاض، این رابطه را مدیریت کند این روش برای آمریکا بهتر ومورد توجه تر از انجام رقابت است. آمریکا باید از به کار بردن زور خودداری کند، با گفتگو و لفاظی یا روشی عقلانی، یا هر روشی که ازنظر عربستان دلخواه­تر است.

هم سیاست مداران آمریکایی و هم سیاست مداران عربستانی با پویایی وکارشناسی، خود را با  اختلاف نظر در نتایج وفق خواهند داد. برای مثال در بحرین آمریکا باید برای انجام سیاست اصلاحات و آشتی وتلفیق فرقه­ها فشار وارد کند، زیرا حفظ و نگهداری پایگاه یک ارتش بزرگ در یک کشور بی ثبات خوشایند نیست، حتی با وجود اینکه عربستان سعودی در حال بازگشت از بحرین است در تفکرخاندان سلطنتی بحرین تغییرمشکل خواهد بود. اگر واشینگتن فکر می کند که اصلاحات آزادیخواهانه برای جهان عرب یک سیاست درست و عقلانی است، مخالفت و عدم تطبیق سعودی­ها نباید مانع رهبری سیاست منطقه­ای آمریکا شود. سیاست مداران آمریکایی با توجه به خواسته عموم مردم می توانند نتایج اصلاحات داخلی را در عربستان سعودی ارتقا دهند، گرچه آن­ها نباید منتظر عکس العمل خیلی از سعودی­ها در این رابطه باشند. شناخت واشینگتن و ریاض از پیامدها متفاوت است و بنابراین نباید نگران اعلام عمومی اختلافات مهم باشند، اما این درک متفاوت نیز نمی­تواند فقط یک معیار برای روابط دو جانبه باشد. بالاترین پیشرفت جالب توجه آمریکا در خاورمیانه ایجاد شرایط تعامل و رابطه با عربستان سعودی است، آمریکا نیاز به اولویت بندی آن گرایشات و تمایلات دارد. نیاز به توافق صحبت­های سازمان­های دولتی مشترک با سعودی­ها در مورد  دو یا سه هدف عمده در راستای روابط با عربستان نیز می­باشد. اگر آمریکا با یک هدف اقتصادی و پول شویی به سمت عربستان حرکت کند، احتمال اینکه بیش از رقم­های پیش­وپا افتاده با سعودی­ها نفعی به­دست آورد، کم است. اگر برنامه سازمان­های مختلف آمریکا به سمت معاملات­اقتصادی با سعودی­ها باشد، بدون شک ریاض، سازمان­ها و نوع معاملات را گزینش و انتخاب خواهد کرد.

بیشترین فشار آمریکا در رابطه دوطرف، تمرکز بر اولویت­ ثابت آمریکا در تمام کارهای اداری و دولتی سطح بالا مانند دستورالعمل اجرای سیاست­ها است. ناهماهنگی اعلام سیاست­ها در بهار 2011، زمانی که مجلس ایالتی، عربستان سعودی را برای اجرای سیاست آن کشور در قبال بحرین مورد نکوهش قرار داد و در آوریل همان سال وزیر دفاع از ریاض دیدار داشت، موجب شد که هیچ­گونه پیشرفتی در پایان دادن به­مساله بحرین انجام نگیرد. چه چیزی برای آن­ها باید در اولویت قرار گیرد؟ آن­ها باید تصمیماتی را که برای آمریکا اصلی است، مورد توجه قرار دهند زیرا این تصمیمات جهت طرف دوم حس بد کمتری برای عملکرد شریک خود ایجاد می­کند. آن­ها باید چیزهایی را که آمریکا می­تواند به شکل عقلانی انجام دهد، و در مقابل سعودی­ها نمی­توانند آن مطالب را متوجه شود ، بخوبی مورد توجه اساسی قرار دهند. 

 موضوعات بدون اولویت

با آن معیارها، ناظران سیاسی در نقد و ارزیابی خودشان مورد تاکید قرار می­دهندکه در مورد ارتباط این دو کشور  فهرستی از اولویت ها وجود ندارد.

تغییر در سیاست­های داخلی عربستان

از زمان حملات یازدهم سپتامبر به بعد، اعلام شد که در بخش عمده­ای از گفتگوهای بین آمریکا و عربستان واشینگتن ادبیات خود را در موردساماندهی سیاست­های داخلی عربستان و  مسائل مذهبی آن کشور اصلاح می­کند. صرف نظر از مسائل اخلاقی، ارزش هر دیدگاه و تفکر این­چنینی، وابسته به شروع مذاکرات از سوی طرف آمریکایی می­باشد. هنوز رهبری سعودی در برابر طوفان بهار عربی متکی و وابسته به روش همیشگی بنده نوازی با قیمت نفت، نیروهای امنیتی خشن، و برقراری یک ارتباط قوی با روحانیون وهابی است. بنابراین آن­ها بدون اهمیت به اینکه آمریکایی ها چقدر در مورد تغییر سیاست داخلی به آنها می­گویند، احتمالا راهبردی که برای نجات سیستم حکومتی موفقیت آمیز بوده را تغییر نخواهند داد. تعهد و مسئولیت آمریکا به ایجاد دمکراسی در تمام منطقه بعضی اوقات موردپسند عربستان نیست، به هرحال آن­ها( امریکایی­ها) در مورد دمکراسی نتوانستند خیلی کار انجام دهند. به هر حال اگر هم آمریکا تغییری در سیاست داخلی عربستان سعودی ایجاد کند، این مطلب نویدبخش آینده روشنی در روابط متقابل این دو کشور نیست.

واشینگتن مواظب این مطلب هست که نیازمندی و درخواست­هایش به نتایج اعمال سیاست داخلی در مورد جانشین خاندان سلطنتی عربستان نزدیک باشد. صرف نظر از سرعت سامان بخشیدن و به نتیجه رساندن مسائل، با در نظر گرفتن همه طرف­های درگیر، مطالبی وجود دارد که توانایی آمریکا را در این مورد بی­اهمیت می­کند. هر تلاشی که به تاثیرسیاست داخلی خانواده آل سعود نظرداشته باشد بدون شک نتیجه معکوس می­دهد. تجربه نشان داده که نتیجه کوشش­ها و تلاش­ها­ی گوناگون آمریکا در این راستا  تاکنون منفی بوده. این توانایی آمریکا نامعین وغیرقابل اعتماد است. ( بیشترکارشناسان آمریکایی در بیست سال پیش اندیشه پادشاه آن زمان عربستان را که یک فرد اصول گرا وسنتی بود، اگر چه انسان واپسگرایی هم نبود، یک شخصیت ضد آمریکایی میدانستند، این مطلب دلالت براین دارد که چگونه این تدبیر میتواند اشتباه باشد.) با توجه به عملکرد آمریکا ممکن است بیشتر بازیگران این بازی نسبت به مواضع آمریکا بی­اعتماد شده و بنابراین در مقابل او قرار گیرند. آمریکا در هر موقعیتی در برابر تلاش­های این یا آن شاهزاده­ جاه­طلب برای درگیر کردن آمریکا به طرفداری خود باید مقاومت کند، و برای شاهزاده­ها روشن­کندکه آمریکا نه فقط از داوطلبین در برابر دیگران پشتیبانی انفرادی نخواهد کرد، بلکه مخالف درگیر شدن خارجی­ها در آن رقابت است. بهترین وجه جلوگیری از اینگونه رفتار آل­سعود تدبیر آن­ها برای بازماندگان خودشان است که برای رهبری آماده می­شوند.

 

ادامه دارد.....

شناسنامه


کدخبر: ۱۰۶۰۰
تاریخ: ۱۳۹۳/۶/۱۷     ساعت: ۱۵ : ۷
امتیاز به این خبر:
  • 2
سرویس: اختصاصی       زیرسرویس: نقد و بررسی
انتشار:
ارسال نظر


نام :*
ایمیل:
نظر :*
ارسال
نظرات


نبي پور

سلام. مطالب بسيار خوب و عالي و آـموزنده اي بود . متشکر از زحمات مترجم محترم.
انشالله هميشه موفق و پيروز باشند

۱
۰
ژينوس هنرجويي

مقاله جالبي بود. متشکرم

۵
۰
محمد صادق

عالي بود جناب سرهنگ

۶
۰
ژوبين باستاني

لطفادر مورداسرائيل و داعش بنويسيد.

۶
۰
مجتبي کاظمي نژاد

بسيار عالي بود،ضمن تشکر از قراردادن چنين اطلاعات مفيد و بروز از کشورهاي همسايه،منتظر بخش هاي بعدي ترجمه استاد هنرجويي هستيم.باتشکر و قدرداني

۵
۰
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه خبری متعلق به سرزمین ارتباطات میباشد.
  • ۱۳۹۶ شنبه ۳۰ دي
  • ٣ جمادي الاولي ١٤٣٩
  • Jan 20 2018