صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
صفحات اختصاصی
گروه های خبری
شعر و ادب
بین الملل
تلنگر / وبلاگ رسمی دکتر سوسن صفاوردی
محله خبر
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
نیوزدی - مترجم سیامک هنرجویی

ثبات سیستم حکومتی در عربستان سعودی

نیوزدی: اف-گرگوری گاواس از پژوهشگران موسسه انجمن روابط خارجی در آمریکا است. وی تحقیق مفصلی در مورد مسائل خاور میانه دارد. گزارش او در مورد عربستان سعودی شامل بخش های متنوعی است که تحت عنوان عربستان در خاور میانه جدید انتشار یافته است.

مقدمه
چیزی که جای بحث دارد و برای آمریکا چندان خوشایند نیست، این است که در عربستان، به عنوان یک متحد، پادشاه مروج خشونت در جامعه ای اصول گرا و تفسیر و تعصب در اسلام می گرددکه این موضوع موجب ظهور اسامه بن لادن و انجام پانزده عملیات موفق از نوزده عملیات َََ و فعالیت های تروریستی شده. نتیجه اینکه مفهوم اتحاد با آمریکا کمتر درک شده. با وجود سابقه ثبات داخلی عربستان و اوضاع متلاطم خاورمیانه خیلی از مسئولان سیاسی آمریکا می پذیرندکه حکومت سعودی آسیب پذیر است.
اعضای انجمن در جولای 2011 همایش" یک کشور بی ثبات در یک منطقه بی ثبات" را برگزار کردند.هنوز سیاست های داخلی کشور عربستان کمتر تحت تاثیر شورش کشور های عربی در سال 2011 قرارگرفته. خیلی ها فکر می کنند که اغلب بی ثباتی های داخلی وابسته به تضاد فوق العاده در سیستم قدرت است، آنها بیان می کنندکه عربستان رهبری سرکوبی انقلابات در سراسرمنطقه را برعهده دارد. مطلب قابل توجه " سرکوبی انقلاب " در زمانی است که سعودی ها با پشتیبانی ناتو مقابل معمر قذافی بوده، مذاکرات موفقیت آمیز جا به جایی قدرت علی عبداله صالح دریمن را انجام داده، و شدت عمل بشار اسد رئیس جمهورسوریه درمقابل معترضان آن کشور را محکوم کردند، و در مقابل چگونگی قدرتمندی در زمانی است که آنها توانمحدودی در کمک به متحد خود (حسنی مبارک) در مصر داشتند. این بینش نادرست دوگانه، از کشوری در آستانه تغییرات، که هنوز توان به کارگیری قدرت فراوان خود را در خاورمیانه و آن سوتر را ندارد، جدید نیست. سیاست مداران غربی اضمحلال سیستم حکومتی عربستان سعودی را در کمتر از شصت سال آیندهپیش بینی می کنند. مرگ بنیان گذار پادشاهی عربستان عبدالعزیز ابن سعود در 1953 گمان رهبری بر منطقه را از بین برد. ناسیونالیسم عربی به رهبری جمال عبدل ناصر در قبل از سال 1950 و اویل سال 1960 این تفکررا برای عربستان نابود کرد. سرنگونی شاه ایران در سال 1979 به خوبی این گمان پردازی  را که پادشاهی در منطقه عربی به روزهای آخر خود می رسد، به-جریان انداخت. این روزها در مورد مطالباتمردم از حکومت های قدرتمند، مشارکت خوبی صورت  می-گیرد. پادشاهی عربستان سعودیعلاوه بر اینکه حرکت مقابله با انقلاب بهار عرب را رهبری می کند، تفکر قدرتمندی در نتیجه تحریم نفتی 1973را نیز دارد و با بیان مطالب ناخوشایند برای ترویج سیاست اسلامی که با انجام حملاتصورت می گیرد به سمت ایجاد نقطه تمرکز منطقه و یا جهان برریاض است.
سعودی ها نه آسیب پذیر و نه کاملا پرتوان هستند. تاثیر سیاست آمریکا بر عربستان سعودی باید موجب تمایل سیاست داخلی و سیاست خارجی منطقه ای آن کشور بر سادگی و حقیقت باشد. دو عامل ثبات در گذشته یعنی دورنمای عمومی جنگ سرد و فعالیت آمریکا در صنایع نفتی عربستان موجبعدم وجود بحران است. دورنمای تعدادی از خروجی های واشنگتن وریاض با هم تفاوت دارد، زمان آن رسیده که رابطه  فعلی آنها پس از تبادل نظر و یک مشارکت ناخودآگاه مشخص شود.
در این فضای جدید، اگر واشنگتن بخواهد هرچیزی را که مورد قبول ریاض بوده بدست آورد نیازمند روشنگری در مورد تقدم آن است. آمریکا باید با تشریک مساعی برروی خروجی آنچه که مورد علاقه طرفین است مانند ثبات یمن، قدرت منطقه ای ایران، نابودی القاعده و همبستگی منطقه روشنگری نماید.سعودی ها باید سیاست های خود را مجددا بررسی نمایند که مانند حکومت عراق به انزوا کشیده نشوند سیاست هایی مانند روشن نگه داشتن جنگ فرقه ای سنی – شیعه که هم برای آمریکا و هم برای سعودی ها مضر است. آن چیزی که در آینده مورد توجه می باشد روشنگری در مورد خروجی و نتایج سیاست های امنیتی است که باید قدم به قدم صورت گیرد. در نهایت، سیاست مداران آمریکا باید تکلیف تکثیر سلاح های هسته ای عربستان سعودی را که خطری برای همکاری آینده در نتایج امنیتی است، روشن نماید.
 

ثبات سیستم حکومتی در عربستان سعودی
عربستان سعودی کمترین تاثیر را ازانقلاب سال 2011 کشور های بزرگ عربی که موجب سقوط سه تن از رهبران آنها و تهدیدی علیه دیگر کشور های منطقه بود، داشته است.زیرا عربستان کشوری است با جامعه  و اقتصادی فوق العاده نفوذ ناپذیر، و نیروهای سیاسی که بحران های حکومت را به مکان های دیگردر جهان عربهدایت می کنند. البته قوانین کشور سعودی مانندکشور مصر در زمان حسنی مبارک استبدادی است وشاید بیشتر از آن کشور هم باشد. اتفاقات سال2011 که توسط عربستان سعودی به دقت دنبال می شد، موجب بروز برخی مسائل در نواحیشیعه نشین خصوصا در شرق منطقه گردید. بازتاب مطالبات اصلاحات سیاسی که در جهان عرب شنیده شد، درعربستان سعودی منعکس گردید. فراخوان مهمی که در طول زمستان2011 مشاهده شد فراخوان عموم سعودی ها جهت برگزاری انتخابات پارلمانی برای انجام روند تصمیم گیری بود، که نشانه تمایل کم بعضی از سعودی ها به اعتراضات پرشور در دیگر کشور های عربی است. هرچند حکومت آل سعود، برخلاف پادشاه مراکش و اردن نتوانست حتی وعده اصلاحات سیاسی در این راستا را بدهد. عربستان سعودی فقیرتر وضعیف تر از مصر نیست، ولی سرمایه ودرآمد آن کمتر از بحرین است، بحرینی که اعتراضات عمومی در آنجا سنگین بوده، و در عربستان سعودی سی ونه در صد جوانان بیست تا بیست وچهارساله بیکار هستند. تورم و گرانی، قدرت خرید طبقه متوسط جامعه سعودی را تحلیل برده. شکایت در مورد ازبین رفتن خدمات کشوری و فساد اداریمانند بقیه کشورهای عربی یک مطلب عمومی در پادشاهی عربستان است.
جرا عربستان سعودی باثبات باقی مانده؟
درزمان شکل گیری انقلابات عربی آرامش نسبی درپادشاهی عربستان نبوده ضمن اینکه دلیلی برای اعتراض هم نبود.
درزمان انقلاب عظیم منطقه، چهار عامل در ثبات رژیم سعودی اثر گذار بود
رشوه دادن و خرید و فاداری
اولین مطلب ثروت ودارایی است. عربستان سعودی درقوانین فوریه و مارس 2011 ، نزدیک به 130 بیلیون دلارجهت شهروندان خود مصوب داشته است. بزرگترین وعده دولت، تهیه مسکن بوده( که بیشتر از نیمی از هزینه ها را به خود اختصاص می دهد)، وعده ساخت 000/500 خانه در پنج سال آینده و افزایش گسترده وام های دولتی خرید مسکن نیز از این موارد است. اغلب دراین مورد بلافاصله سود سهام پرداخت می شود: سود سهام برابر با دو ماه دستمزد برای کارمندان دولت، کارکنان نظامی، و بازنشسته ها پرداخت می گردد و بخش خصوصی نیز متناسب با دولت از این قوانین پیروی می کند؛ این مطلب رواج دریافت حقوق بیکاری است؛ افزایش حداقل دستمزد برای اکثریت نیروی کار سعودی  که توسط کشور و یا شرکت ها و یا فعالین اقتصادی کاذب صورت می گیرد موجب استمرار پنج درصدتورم تخمینی مستمر و مجاز با توجه به وضعیت دستمزدهای کشور، و باعث ایجاد بیش از 000/ 60 شغل جدید دربخش دولتی گردیده. برخلاف مصر، سوریه، تونس، یمن و یا حتی بحرین، عربستان سعودی در زمان بحران با توجه به پولی که در بانک ها دارد و تزریق گسترده و یکپارچه آن درکشور، موجب افزایش سود سهام درکشور می شود. (کشور لیبی کشوری سرمایه دار بود ولی قذافی به اندازه کافی مهارت استفاده از موقعیت ها را در زمان مناسب نداشت.) عربستان ولیبی پول را داشتند زیرا قیمت نفت در چند سال گذشته خیلی بالا بود. در می 2011 موسسات پولی واقتصادی عربستان سعودی در بانک مرکزی کشورها 481بیلیون دلار دارایی وسرمایه داشتند این مقدار یعنی بیشتر از اندازه مورد نیاز برای پوشش برنامه های جدید کشور. حتی درصورت عقد قراردادهای جدید مالی، با هزینه برابر قیمت نفت، سعودی ها با فروش نفت در زیر قیمت بازار نیاز به پاسخگویی به تعهدات مالی خود دارند. در نهایت در یک دوره کوتاه مدت، سعودی ها پول زیادی را جهت تعدیل فشارهای سیاسی به جامعه تزریق می کنند.

 گسترش وفاداری و فرمان برداری و پرورش نیروهای امنیتی
دومین دلیل برای ثبات نسبی عربستان سعودی در این برهه از انقلاب کشورهای عربی، استخدام سرویس امنیتی قابل اطمینان است. مهمترین ویژگی ذاتی نیروهای امنیتی قابل اطمینان مانند، پلیس، پلیس مخفی، نیروهای مخصوص تحت کنترل وزارت کشور و افراد گارد ملی، چندین دههتحت فرمان پادشاه ودر حال حاضر تحت فرمان یکی از پسران او بودن است. گر چه این نیروها به شکل ویژه ای با استفاده از قبایل تقویت می شوند و مناطقی که حکومت بر آن نظر دارد به طور خاصی وفادارند ولی این عمل نامتناسب انجام می گیرد. درزمان اعتراضات شیعیان در ماه فوریه ومارس 2011 این واحد ها در ایالات شرقی مستقر بودند.
آن ها نشان دادند که به سمت تظاهرکنندگان تیراندازی کرده و آنها را بازداشت می کنند، و به این طریق بزرگترین اعتراضات را سرکوب می کنند و آنها آنقدر خوب آموزش گرفته اندکه بتوانند از عکس العمل بزرگ و شدید درزمان تظاهرات آرام که ممکن است حکومت را خجالت زده و درگیری راتشدید کند جلوگیری نمایند. نیروهای امنیتی عربستان در تاریخ 11 مارس 2011 ، زمانی که این روز از سوی شبکه فعال معترضین روز خشم نامگذاری شد در سرتاسر ریاض مستقر شدند، آن  روز مردم شاهد یک عکس-العمل ضد مردمی نیروهای امنیتی در تمام ابعاد بودند.
نیروهای امنیتی عربستان همیشه سپر بلا و محافظ سیستم حکومتی نبودند. در سال 1962زمانی که خلبانان مشهور وسرشناس نیروی هوایی عربستان جهت کمک به نظام سلطنتی در شمال یمن در مقابل کودتایی به پشتوانه ارتش مصر فراخوانده شدند، به قاهره پناهنده گردیدند. درسال های گذشته تلاش برای انجام چندکودتا در عربستان شکست خورد که جدی ترین آن در سال های اخیر در سال 1969 بوده. اما در حال حاضربه نظر می رسد که حکمرانان عربستان سعودی با توسل به نیروهای امنیتی خودیک محیط مناسب پیدا کرده اند. آن ها خیلی، به قدرت خود در به کنترل درآوردن سیاست خارجی متکی نیستند، مانند ارتش مصر وتونس. اعضای خانواده هیات حاکمه قوانین مهم را وضع می کنند، این قوانین نه فقط قوانینی است که موجب استیلا بر نیروهای مختلف می شود، بلکه افسران رده بالا را تحت کنترل در می-آورد. این قوانین موجب اختلاف نظر نیروهای امنیتی، گارد ملی و نیروهای وزارت کشور شده که درنتیجه آن اتحاد علیه هیات حاکمه مشگل می گردد. این اختلاف نظرها در شرایط خاص، همچون جنگ متوالی و جدی، می تواند آسیب و زیان  را در عربستان سعودی مدیریت کند. اما اکنون این قوانین جهت کنترل نیروهای امنیتی به رژیم آل سعود کمک کرده. از سویی دیگر، نیروهای امنیتی افراد متخصصی هستند که با آموزش خوب و مناسب از اضمحلال و فروپاشی پرهیزکرده و از اضمحلال و دست خوش تغییر شدن نیروهای نظامی یمن و لیبی در انقلاب سیاسی اخیر جلوگیری می کنند.

 بسیج شبکه های طرفدار و هم مسلک رژیم
سومین عاملی که باعث ایجاد ثبات در حکومت آل سعود است، شرایط و مناسبات بهتر در شبکه حکومتی آنهاست. ساختار سیاسی سعودی پیوسته، قدرت طرفداران، نهادها و هم مسلکان خود را نسبت به گروه های دیگردر وسعت زیادی افزایش می دهد ( طرفدارانی مانند قبیله ها، طایفه ها ومشاغل مهمی که فامیلی هستند و نهادهایی مانند سازمانهای مذهبی، رسانه ها و باشگاه های ورزشی). در حال حاضر مراحل پیشرفت نظام اداری بدون نیاز به میانجی گری و مداخله مقامات بلندپایه حکومتی منافع بیشماری را نصیب شهروندان سعودی کرده. در روزهای گذشته و قبلا، پادشاه شخصا مطالبه درآمد می کرد، و این مساله موضوعی کاملا آشکار بود، این روال سهمی از درآمد ماهیانه را برای پادشاه تخصیص داده که به غیر از در آمدهای قبلی او بود. درهرحال آل سعود هنوز ارتباطات و شبکه های اختصاصی هم مسلکان خود را با دست داشتن دولت مردان به مقرری های غیرضرور و مهرورزی های خصوصی به وابستگان حفظ می-کند. زمانی که بحران ایجاد می شود شبکه های اختصاصی آنها جهت پشتیبانی از سیستم حکومتی بسیج می شوند. مانند وضعیتی که در سال 2011 پیش آمد. مهمترین این شبکه ها، موسسات پابرجاسازی ومستحکم نمودن عقاید مذهبی است. هر بحرانی که در مقابل سیستم حکومتی قرار می گیرد موجب چرخش کشور سعودی مدرن به سمت وسوی سعودی قبل از قرن بیستم می گردد، روحانیون وهابی بالاترین موقعیت را در کشور دارند و رتبه بندی مذهبی آنها با نوع و رنگ لباس مشخص می   گردد. قبل از چهارم فوریه 2011 حتی قبل از تظاهرات در عربستان سعودی شیخ عبدالعزیز آل الشیخ، مفتی بزرگ، که بالاترین مقام مذهبی در کشور بود راهپیمایی و تظاهرات انجام شده در کشورهای عربی را نکوهش و محکوم کرد و آن را " آشوب هایی جهت انجام عملیات  براندازی" با توطئه دشمنان اسلام که نتیجه آن " جاری شدن خون، بی آبرویی، ازبین رفتن منابع مالی وجانی همراه با وحشت و ترور و گمراهی است" نامید . در ششم مارس، که تظاهرات شدید، موجب نامیدن آن روز به روز خشم شد، شورای بزرگ روحانیون، که بالاترین مقام رسمی استقرار و ترویج دین در کشور است، اعلامیه ای جهت بازدارندگی از تظاهرات منتشر کرد. این روشن نیست که چرا خیلی از سعودی ها هنوز به اعلامیه های روحانیون تعیین شده حکومتی توجه می کنند ، ضمن اینکه توجه به این اعلامیه ها ضرری برای آن ها در پی ندارد. روحانیون از طریق آل سعود در عکس العمل به بحران ها، فقط این شبکه را فعال نمی کنند. آن ها در زمان آشوب به این اعتراضات، جهت می دهند، هم پادشاه و هم شاهزاده محمد بن فهد، وهیات حاکمه جهت متوقف نمودن اعتراضات وسیعی که درسطحی گسترده در میان سعودی ها انجام گرفت در استان های شرقی این کشور، باافراد شاخص هیات نمایندگی شیعیان سعودی ملاقات کردند. احتمالا برآوردهای امنیتی در تحت کنترل درآوردن اعترضات محدود شیعیان در روز خشم واعلان عمومی حکمرانان سعودی در جهت یادآوری محدودیت تظاهراتمهم بوده ، اما مهمترین عاملی که شهروندان اقلیت شیعه توانستند به همان درجه از منافع آن بهرمند شوند عامل اتحاد است، این مطلب با آزادشدن بعضی از زندانیان شیعه از زندان های عربستان آشکار و قابل لمس می گردد. مهم ترین مشغله جامعه سعودی، طرفداران مقررات خانوادگی حکام هستند ،که موافق برابری پاداش و دستمزد کارمندان بخش خصوصی با بخش دولتی و افزایش حقوق و دستمزد از سوی پادشاه می باشند. این یک مطلب به شکل قانونی انجام نشد اما اشاره به این مطلب با کاهش ناچیز درآمد مهمترین تجار و بازرگانان اعضای خانواده حکام، از آنان شنیده شد. در نهایت ثبات هر سیستم حکومتی، به توانایی ایجاد ارتباط وهمبستگی بین مهم ترین موارد مورد علاقه دائمی در جامعه وابسته است. آل سعود با مساعدت های تاریخی جنبش وهابی قبایل اعراب مرکزی، و مهم ترین طوایف و با استفاده از امکانات مالی چاه های نفت بزرگ خودشان، درجهت ایجادشبکه پشتیبانی از سیاست های حکومت در آن کشور اقدام کرده است.

 تفرقه در میان گروه های اصلاح طلب
چهارمین عامل ثبات سیاسی عربستان، تفرقه  در میان گروه های معترض و جنبش هایی است که برای تغییر سیاست آن کشور تلاش می کنند. آنچه بیشتر قابل توجه است خواسته بزرگ دو قشر اندیشمندان و فعالان سعودی بودکه در اوایل سال 2011 مطرح شد وجنبه اصلاحات داشت: انتخاب یک مجلس یا هیات نمایندگی و پارلمانی قوی، مستقل و بدون وابستگی به نظام قضایی کشور، آزادی های بیشتر جهت تاسیس سازمانهای اجتماعی مدنی، ایجاد اعتماد وضمانت جهت آزادی، آزادی زندانیان سیاسی، و ازهمه مهم تر ریشه کنی فساد اداری.
یکی درخواست ها توسط تعدادی از رهبران آزادی خواه و دیگرافراد متشخص فرقه اسلامی سلفی امضاءشده بود. ( این دو مقوله از درخواست ها صدها امضاء داشت، وبعضی از فعالان سیاسی هر دو مقوله درخواست ها را امضاء کرده بودند. امضاء کنندگان افراد شناخته شده و خوشنامی بودند که عقاید خود را بیان کردند.) در نهایت، بازتاب تفاهم وتوافق این بود که، در سطح نخبگان ، فعالان سعودی بر اختلاف نظر فرقه ای، منطقه ای، وجهان بینی در بین خود فائق آمدند. از آن مهم تر این که سلفی ها برای انجام اصلاحات آزادی خواهانه اساسی و تغییر در جهان بینی انگیزه پیدا کردند. این توانایی به هیچ وجه مورد استقبال حکم رانان آل سعود نیست. (عکس العمل حکام عربستان برقراری مقررات خیلی سختگیرانه و شدیدی در رابطه انجام سخنرانی ها سیاسی و ادامه بازداشت فعالان سیاسی بود.) اما در دوره ولیعهد هنوز دو خواسته مهم تر وجود داشت. علی رغم خیلی اهداف مشترک و بر خلاف دیگر کشورهای عربی ، آزادی خواهان و اسلام گرایان در عربستان نتوانستند تلاش های خود را متحد و هم سو سازند.

 خواسته های آنان دارای دو پیامد مهم بود، انشعاب در مسائل اعتقادی و از این طریق خدمت به روش های حکومتی ولایت عهدی، که این حکومت ها طرفدار بازدارندگی درمورد مخالفت هایی هستند که به صورت نیرومند و یکپارچه و متحد انجام می گیرد. در دوم مارس 2011 یک گروه از سلفی ها صحبتی را با وزارت اطلاعات عربستان در نمایشگاه کتاب ریاض داشته اند، که یک رویداد بزرگ برای روشن فکران سعودی بود، مطالب آن ها بررسی و بازبینی مسائل مهمی بود که موجب اهانت وخوار وخفیف کردن دین اسلام می شد و نسل درنسل درخانه ها بوده، مانند اینکه بانوان هرگز خانه را ترک نکرده و پوشش خود را کاملا حفظ کنند. روزنامه نویسان آزادمنش معروف، با مبارزه در مقابل سلفی ها عکس العمل نشان داده، و آنها را به واپسگرایی کشاندن کشور متهم می کنند. بنابراین، در مقدمه روز خشم که توسط رسانه های محلی وبین المللی به نفع شبکه فعالان تبلیغ گردید، تمرکز فعالیت فعالان سیاسی سعودی بر حقوق زنان و آزادی بیان متمرکز گردید. در ماه می و ژوئن 2011 چند زن شجاع سعودی در چند شهر آن کشور با خودرو های خود رانندگی کردند. بعضی از آنها بازداشت شدند، بعضی از آن ها فیلم های تصویری خود، از این عمل غیرقانونی را به شبکه اجتماعی یوتیوب ارسال داشتند. این مساله، محدودیت را از آنچه که بود بدتر کرد، ویک توجه وحساسیت نامناسبی را در مورد رسانه های غربی ایجاد نمود زیرا این رسانه ها آنچه را  که در عربستان سعودی عملی غیرطبیعی بود نمایش می دادند در حال حاضرممنوعیت رانندگی زنان درعربستان سعودی ادامه دارد. اما در عربستان، به طورکلی مسائل زنان جنبه عمومی داشت، و مخصوصا ممنوعیت رانندگی آن ها، موجب جنبشی تند وتیز در مخالفت با اسلام گردید. در عربستان سعودی در مورد رانندگی زنان بحث وجدل زیادی صورت گرفت وهمانطور که قبلا گفته شد موجب انتقاد به اسلام گردید، آنها در مورد خواسته های مشترک در مورد اصلاحات سیاسی نمی توانند متحد شده و به حکومت عربستان فشار وارد آورند.

 چالش های ثبات حکومت عربستان
حکومت سعودی توانسته است در مدت انقلاب عربی این آشوب را مدیریت کند این بدان معنی نیست که این مساله در تمام دوره ها، دور از چالش و عصبانیت وخشونت بوده بلکه دریک دوره ثبات سیاسی نسبی، این مهم انجام شده. سه مطلب ممکن است  بتواند محرک مناسبی برای ایجاد بحران سیاسی باشد، رهبری فعال ایدئولوژیک، منطقه مورد نظر، فرقه های متعدد و فشار برای تغییر سیاست.

 تسلسل جانشینان پادشاهی
مرگ سلطان، ولیعهد پادشاه در اکتبر 2011، که زمان زیادی در سمت وزیر دفاع و جانشین ملک عبداله انجام وظیفه می کرد، یک  بار دیگر موجب افزایش زحمت و دردسر برای بازماندگان و مساله جانشینی خاندان آل سعود گردید. در حال حاضر ملک عبداله هشتادو هشت ساله است. او در زمان گسترش انقلاب عربی در سال 2011 به جهت جراحی که در خارج کشور انجام داده بود،جهت گذراندن دوران نقاهتسه ماه در کشور نبود، وبعد از فوریه 2011به عربستان برگشت. او در ماه اکتبر یک جراحی دیگری انجام داد. وزیر کشور، شاهزاده نایف بعد از مرگ شاهزاده سلطان ولیعهد پادشاه شد. او هفتادوهشت ساله است و از نظر سلامتی مشکل دارد. ممکن است شورایی از حکمرانان سالخورده ایجاد شود، به شکلی که مشخص است جانشینان پادشاه هر لحظه منتظر مرگ هستند.
دیگر اعضای نسل ذکور آنها، احساس می کنند هنوز پادشاه در امر حکمرانی فعالانه عمل می کند، و بنابراین آن ها به مشاغل بالا تمایل پیدا می کنند مانند: شاهزاده سلمان، که مدت زیادی حکمران ریاض است و اخیرا کاندید وزارت دفاع بود، و شاهزاده موکرین، که رئیس سازمان اطلاعات خارجی است. تا زمانی که نسل حاضر وجود دارد، مساله لیاقت وکاردانی برای احراز موقعیت شغلی زیاد جدی نخواهد بود.. این تصویرزمانی می تواند تغییر نماید که مشاغل بلندپایه به نسل بعدی منتقل شود. تعداد مدعیان بالقوه سلطنت افزایش پیدا کرده، و تقدمی برای نوه ی موسس و بنیانگذار سلطنت نیست. ( چون هنوز پدران آنها به سلطنت نرسیدند). اولین تغییر نسل برای یک یا دو شاهزاده مهم، مفید خواهد بود و شاهزاده های بازمانده وفرعی در نوبت بسیارند. احتمالا در آن زمان بیشترین مشاجرات خانوادگی بوجود می آید. مشاجرات و بحث خانوادگی در زمان های گذشته خطرات بزرگی برای خاندان آل سعود در عربستان داشته است. همچنین مشاجرات خانوادگی با بسیج پشتیبانی در جامعه موجب ترویج رقابت و گسترش بحث های سیاسی می گردد که سعودی ها در اکثر زمان ها سعی به اجتناب از آن دارند. آن ها نیروهای امنیتی را در مقابل یکدیگر قرار می دهند وافراد غیر وابسته را به دخالت در امور ترغیب می کنند. اگرچه جدال بر سرجانشینی جنگی بسیار خطرناک برای کشور است، ولی در مدتی که اعضاء سالخورده این نسل هنوز برسر قدرت هستند احتمال این جدال وجود ندارد و بنابراین می توان گفت این مطلب در چندین سال  نیز اتفاق نخواهد افتاد.
فشار مالی و اقتصادی
دومین تهدید بالقوه و سخت برای رژیم سعودی سقوط قیمت نفت است. آنها از سال 1973 به واسطه بالا و پایین کردن قیمت نفت زندگی می کنند، اما کاهش قیمت نفت در حد معمول و در زمان طولانی یک چالش جدی جهت زیر ساخت هایاقتصادی حکومت ایجاد می کند. سعودی ها به دو علت تحت فشار هستند. اولین آن مفهوم جدید تعهدات مالی حکومت در این زمان است. گرچه بعضی از این ها در یک زمان موجب هزینه می شود ( بالاترین تعهد حکومت ازدیاد مسکن است)، دیگر تعهدات حکومت ( مشاغل جهت حکام، بالا بردن حقوق ها و دستمزدها، و جدیدا پرداخت حقوق بیکاری ) می باشد. بر طبق آمار در هر لحظه شهروندانی که نیاز به تحصیلات، شغل، و یارانه دارند بیشتر خواهدشد. با توجه به سوابق ، درمدتی که مطالبات مردم افزایش پیدا می کند احتمال آنکه حمایت سعودی از مردم کاهش یابد وجود ندارد. به این طریق فشار اقتصادی هر لحظه بر دولت افزایش می یابد. دومین نتیجه آن به هدررفتن منابع مالی و بودجه حکومت سعودی است. قیمت نفت، بودجه و میزان منابع مالی عربستان را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. اما مصرف داخلی فروآرده های نفتی عربستان سعودی روز به روز بیشتر می شود و این موجب کاهش میزان صادرات نفتی می گردد. دادن یارانه سنگین دولت جهت مصرف فرآورده های نفتی در داخل کشور، موجب تشویق مردم به مصرف بیش از بیش حامل های انرژی می گردد.
در جولای 2011، یک شرکت خصوصی سرمایه گذاری سعودی به نام جادواJadwa، اعلام کرد مشکلات فشار اقتصادی آزمونی برای سیستم تصمیم گیری سعودی است.آنها برآورد کردنداگر قیمت نفت در آخرین و بالاترین سطح خود قرار گیرد دولت از سال 2014 با یک کسر بودجه بالا روبرو خواهد شد، و این مطلب تا سال 2020 ادامه خواهد داشت. در سال 2030 قیمت نفت برای سعودی ها برابر با میزان تعهدات آنها (نقطه سربه سر) و بالای 300 دلار برای هر بشکه خواهد بود.
تجزیه وتحلیل شرکت جادوا این است که مطلب مذکور در یک دوره کوتاهی وجود دارد.حتی اگر قیمت نفت به زیر80 دلار در هر بشکه سقوط کند در دوره کوتاهی که سعودی ها نیاز به پول دارند، دربانک به میزان زیادی پول در دست آن ها وجود دارد. در می2011 ، دارایی خالص خارجی که توسط دولت و ادارات دولتی گوناگون حفظ می شد بالای 560 بیلیون دلار بوده. آنها می توانند سقوط کامل قیمت نفت را در پنج سال آینده به شکلی مدیریت کنند ( عواقب آن را سرکوب کنند)، یکبار این اتفاق افتاده. . ممکن است در تجزیه و تحلیل گزارشات مقداری از تصورات و پنداشت ها جنبه کاملا انتقادی نداشته باشد. ممکن است عربستان سعودی جهت مصرف داخلی، منابع دیگر انرژی مانند انرژی هسته ای و انرژی گاز طبیعی را جایگزین نماید. ممکن است، علی رغم مشکلات سیاسی انتخاب یک استراتژی منطقی برای قیمت گذاری انرژی ، و کاهش نرخ مصرف انرژی انجام گیرد. اما با انجام روند کنونی مصرف انرژی درکشور، خصوصا در بیست سال آینده، حکومت نمیتواند ثبات داشته باشد. بعضی چیزها فدا خواهد داشت. منطقا تحول اقتصادی، بیشتر در کاهش هزینه حکومت یا برقراری یک سیستم مالیاتی برای شهروندان یا انجام هر دو مورد برقرار می گردد، مبنای چالش آینده برای خاندان آل سعود وضعیت نفت است که درنتیجه سیاست بی ثبات آن کشور از اوایل سال 1970 ایجاد شده.
بیکاری شدید جوانان
نتیجه قطعی مقابله حکومت با بیکاری که به شکل جدی برای دست یابی به دوران ثبات مهم است، روشن نیست. عربستان سعودی جدا دچار مساله بیکاری جوانان است، در آینده نزدیک، قطعا نرخ بیکاری جوانان به بالای سن سی سال سعودی ها خواهد رسید که این مطلب برای دولت سعودی مساله ایجاد خواهد کرد. تقریبا دو سوم از سعودی ها زیر سی سال هستند، یکی از موارد مورد تعجب اینکه تعداد شغل موجود در کشور نسبتا بیش از تعداد شغل مورد نیاز برای سی ساله است،چیزیکه ظاهرا دردوران طولانی ادامه خواهد داشت. مشکل نیست که اقتصاد سعودی نمی تواند دربخش خصوصی تولید شغل نماید. برعکس، بین سال های 2005 تا 2009 بیش از 2/2 میلیون شغل در بخش خصوصی عربستان سعودی ایجاد گردید. اما بالای 90% از سعودی ها به خارج از مملکت مهاجرت کردند. نتیجه این مطلب صدور بیش از بک میلیون اجازه اقامت کاری در سال 2007 و 2008 بود.. سعودی ها کمتر از 10% مشاغل موجود در بخش خصوصی کشور را اشغال کرده اند.
بخش خصوصی سعودی ترجیح می دهد کسانی که از وطن خود تبعید شده اند (مهاجران) را استخدام کند. در مشاغل خیلی سخت، آنها به علت برخورداری از حقوق های ناچیز و نظارت آسان تر برای استخدام نسبت به همتایان سعودی و مهارت در زبان انگلیسی و تحصیلات در بقیه کشورهای عربی و جنوب آسیا به راحتی استخدام می شوند. مردم سعودی تمایل دارند با حقوق های بالا و ساعات کار کم برای دولت کار کنند و این نشدنی است. گواه این مطلب جوانان سعودی هستند که از استخدام در بخش خصوصی صرف نظر کرده و سال ها منتظر استخدام در مشاغل دولتی به امید تمکن مالی باقی می مانند. شکسته شدن این طلسم نیازمند اقدام مصمم دولت به افزایش نرخ دستمزد کارگران خارجی که در استخدام  سعودی ها هستند می باشد، اما هیات حاکمه سعودی مایل نیست که موجب تحمیل افزایش دستمزدها به یک شاخه ای از مهم ترین هواداران خود باشد. تمام تلاش های گذشته سعودی ها جهت تغییر دستمزد کارگران بخش خصوصی و برای تغییر این روند شکست خورد.
عدم وجود فرصت وتوان جهت انجام اصلاحات
تسلسل مطالب مورد بحث شامل فشار مالی و بیکاری یک تهدید مستقیم برای ثبات عربستان و موجب چالش هایی در زمان طولانی است. آنها با یک فضای سیاسی مواجه خواهند شد که موجب تغییر در مسائل داخلی و منطقه ای ملهم از اتفاقات 2011 است. گرچه عربستانی ها به شکل واضح نشان نمی-دهند، ولی آنها اتفاقات منطقه ای را به دقت دنبال می کنند. آنها بیش از بیش از هر خیزش مردمی اعراب هیجان زده می شوند. یک نشانه روشن از دادخواهی های 2011 این است، با توجه اختلاف نظر واندیشه آزادی خواهان، شیعیان، و سلفی ها ، آنها با هم متحد شده و درمورد یک خواسته یعنی عدم بی اعتنایی دولت به انتخابات پارلمانی تمرکز کردند. رژیم می تواند با ایجاد نفاق و محدودیت های قانونی درمیان گروه-های معارض این فشارها را منحرف کند، اما نمی تواند نتایج حرکت این نیروی فزاینده را تغییر دهد.
اکنون آل سعود موقعیت مناسبی جهت تقسیم مشکلات خود دارد. کفایت پیرترین شاهزاده به ایجاد یک الگو قابل قبول جانشینی که از نظر جانشینان بعدی هم که نوه های عبدالعزیز هستند مورد تائید باشد، هنوز پابرجاست. ( هیات وفاداری، که در سال 2006 با عضویت تمام وارثین مذکر پادشاهی عربستان ایجاد شد، موجب حفظ پادشاهی شده، و ممکن است در شرایط خاص حرکتی برای هدایت و مدیریت کشور باشد.) اقتصاد سعودی بعد از اینکه سال ها قیمت نفت افزایش و قوانین مربوط به بخش خصوصی تعدیل شده به قدر کفایت پر رونق گردیده است، و در یک دوره طولانی، حکومت با کمک های دولتی و قوانین مالیاتی می تواند از عهده مشکل برآید. تغییر سیاست حکومتی در مورد کارگران خارجی، می تواند در برابری نرخ دستمزد کارگران خارجی و کارگران داخلی کمک کند.جهت ایجاد رفاه عمومی این مراحل نیازمند سیاست تعیین سطح دستمزدها ودر مدت زمان طولانی، امکان واگذاری بعضی از بخش های اقتصادی جامعه به مردم عادی کشور است.
درواقع و درپشت این قضیه، یک جانشین نیاز به توجه وصحبت کردن با هر کدام از جانشینانی که بیشتر احتمال داردکه رهبر شوند را دارد و از این روش همه ناراضی هستند. انجام این روش سیاست ثبات، موجب بروز اعتراضات فراگیر داخلی گردیده، آل سعود با انجام انتخابات هیات مشورتی می تواند به همگرایی بیشتر میان لیبرال ها و فعالان سلفی حق تقدم دهد. به هرجهت، آنها محتاج به  بکارگیری بیشتر آموزه هایی انقلاب عربی در سیستم خود نیستند ونیازی به تغییر نیز ندارند. هدایت و رهبری در یک دوره کوتاه ثبات، کار مهمی نیست، اما این دوره کوتاه ثبات فرصتی برای اداره سیاست اصلاحات است.

 

شناسنامه


کدخبر: ۷۱۹۴
تاریخ: ۱۳۹۳/۲/۱۵     ساعت: ۸ : ۰
امتیاز به این خبر:
  • 4
سرویس: اختصاصی       زیرسرویس: نقد و بررسی
انتشار:
ارسال نظر


نام :*
ایمیل:
نظر :*
ارسال
نظرات


سحر حقايقي

سلام
با تشکر از مقاله جالب و پرمحتواي ارائه شده

۰
۰
سحر حقايقي

با سلام
با تشکر از مقاله جالب و پر محتواي ارائه شده

۰
۰
وحيد ابراهيمي

تشکر ويژه دارم از جناب آقاي هنرجويي
به نظرم با توجه به اوضاع منطقه اين مقاله بسيار هوشمندانه و پر محتوا تهيه شده است
از مسئولين خواهشمندم اين قبيل مقالات را حمايت نمايند

۰
۰
سروش

مقاله بسيار جالبي بود

۲
۰
مسعود فعلي

مقاله بسيارجالب وقابل بهره برداري ميباشدوجاي تشکررادارد.اميدوارم ادامه داشته باسد

۶
۰
کاظمي نژاد

سلام مقاله خيلي جالبي بود.اميدوارم قسمت هاي بعدي اين مقاله هرچه زودتر توسط استاد هنرجويي ترجمه بشه تا همه استفاده کنيم. با تشکر

۷
۰
نبي پور

سلام.خيلي جالب بود.منتظر ترجمه ها و تاليفهاي جديدتري از استاد هنرجويي هستيم. ممنون و متشکر

۸
۰
علي صاحبي

بسيار مقاله جالبي بودلطفادرموردسوابق مترجم اطلاعات بيشتري ارائه فرمائيد

۷
۰
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه خبری متعلق به سرزمین ارتباطات میباشد.
  • ۱۳۹۷ شنبه ۲۴ آذر
  • ٦ ربيع الثاني ١٤٤٠
  • Dec 15 2018