صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
صفحات اختصاصی
گروه های خبری
شعر و ادب
بین الملل
تلنگر / وبلاگ رسمی دکتر سوسن صفاوردی
محله خبر
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
نیوزدی - مترجم سیامک هنرجویی

سیاست منطقه ای عربستان در انقلاب بیداری عرب

نیوزدی: در ضدیت با انقلاب بحرین، سعودی ها قاطعانه برخورد نموده و در مارس ۲۰۱۱ جهت حمایت و تقویت حکومت آل خلیفه در مقابله با اعتراضات عظیم مردمی ومطالبات اصلاحات سیاسی ایشان از حکومت، افراد خود را به آنجا اعزام نمودند.

اگر عربستان سعودی رهبر ضدیت با انقلاب بهار عربی است، زمان آن رسیده که هم در رهبری خود و هم در ضدیت خود با انقلاب عربی تجدید نظر نماید.در ضدیت با انقلاب بحرین، سعودی ها قاطعانه برخورد نموده و در مارس 2011 جهت حمایت و تقویت حکومت آل خلیفه در مقابله با اعتراضات عظیم مردمی ومطالبات اصلاحات سیاسی ایشان از حکومت، افراد خود را به آنجا اعزام نمودند. آنها از سرنگونی متحد خود حسنی مبارک در کشور مصر آزرده شدند و رنجش عربستان بیشتر به-جهت سیاست آمریکادر آخرین روزهای حکومت حسنی مبارک در قبال اوست، اما عربستان توانست کمی حسنی مبارک را نجات دهد. آنها با یک فراخوان در می 2011 تلویحا در پی پشتیبانی و مشارکت پادشاه مراکش و اردن برای انجام پشتیبانی مالی بیشتر از شورای همکاری خلیج بودند. زمان فراخوان، محمد ششم در مراکش، از تغییر بنیادی در جهت خواسته های مردمی حمایت کرد، در این رابطه عامل اصلی و نفر شماره یک بودن نتیجه هدایت و رهبری آرا و خواست مردم است که بر تعیین شدن با اختیارات پادشاهی ترجیح دارد، پادشاه اردن عبداله دوم این مورد را موضوع روز کرده و موجب تشویش اذهان شده ، هرچند او هنوز نتیجه خاصی نگرفته. اگر، بنا برفرض ملاطفت، ویا کمک سعودیها به این حکمرانان در برابر اصلــــاحات سیاسی متغیر باشد، به نظر نمی آید حکام این کار (تغییر بنیادی در جهت خواسته های مردمی) را انجام دهند.


با هدایت ریاض شورای همکاری خلیج، طرحی برای حکومت انتقالی در یمن با هدف برکناری از قدرت(بصورت آرام) رئیس جمهوری علی عبداله صالح را دارد. سعودی ها با اتکا به ناتو از شورش لیبی که منجر به سقوط قذافی گردید پشتیبانی کردند. در آگوست 2011 ، آنها سفیر خود را از سوریه احضار کردند، این نشانه ای از مخالفت با شدت عمل حیوانی اسد در برابر اعتراضات آنجا بود و ملک عبداله آشکارا به دمشق گفت که ماشین جنگی خود را متوقف کند. از سویی دیگر در بحرین درک این مطلب که سعودیها در ناکام گذاشتن سیاست تغییر سیستم توسط مردم و انجام اصلاحات در زمان سالهای انقلاب عرب موفق شدند، امری مشگل است. در بعضی از موقعیت ها آنها از تغییر رژیم حکومتیبه وضوح پشتیبانی می کنند.

شکست سیاست عربستان
بهترین راه برای درک سیاست خارجی منطقه ای عربستان بررسی سیاست او در دوره ایی است که عربستان جهت به دست آوردن نفوذ در منطقه، با ایران چالش داشت.
از سال 2003 ، زمانی که نقش عراق در منطقه بیشتر از یک بازیگر در صحنه سیاست منطقه ای شد، سعودیها دریافتند تنها قدرت عربی که به معنی کلمه در اثر جاه طلبی منطقه ای ایرانیان متوقف شده ، عراق است. به علت نفوذ ایرانیان برجهان عرب بعد از یک دوره تلاش زودگذر به منظور تعدیل وسازگاری با ایران ( برای نمونه دعوت از آقای رئیس جمهور محمود احمدی نژاد به ریاض در مارس 2007)، سعودی ها در پی یک سیاست تعادلی و عقب  نشینی از مواضع سیاسی خود در مقابل ایرانیان بودند. برای مثال، بالاترین سطح تبلیغ سعودیها در رسانه های خودشان و رسانه های بین المللی در نوامبر 2009 در پی عملکرد ارتش سعودی در مقابل شورشیان حوثی در یمن انجام گردید، کهبه منظور پاک کردن حوثی ها از منطقه مرزی با انجام عملیات هوایی و حملات توپخانه توسط نیروهای سعودی در مرز عربستان و یمن عملیات نظامی صورت گرفت، در این عملیات ریاض قصد داشت از نفوذ ایرانیان در یمن بکاهد. سعودی ها خواستار پیروزی در مقابل ایرانیان در یمن بودند، شاید این پیروزی بسیارکمی باشد، ولی برای آنان ارزشمند است زیرا آنهادر جاهای دیگردر مسابقه با ایران خیلی مبتلا به شکست شدند. سه منطقه ی اصلی که عربستان مقابل تهران قرار گرفت عبارت بود از عراق، لبنان و فلسطین، و در تمام این سه منطقه عربستان کوتاه آمد.
عـــــراق
در عراق، تلاش سعودی ها در منزوی ساختن نخست وزیر نوری المالکی و تبلیغ برای رقیب او ، ایاد علاوی شکست خورد. آنها علی رغم پیروزی حزب عراقی علاوی در به دست آوردن کرسی هایی در ایالتی که حزب مالــــکی درآن فعالیت داشت، نتوانستند در انتخابات2010 از پیروزی مالکی در دور دوم نخست وزیری جلوگیری کنند. ایران توانایی انجام مذاکره بین مالکی و متحدان شیعه ( در درجه اول صدری ها و هیات عالی اسلامی) را در اتحادیه ملی عراق دارد، مالکی برای تعیین وشکل دهی به کابینه خود ماه های زیادیمشکل داشت و به بن بست خورد. علاوه برایندر سالــــهای اخیر، جنبش بیداری عراق، یا جنبش پسران عراق، در میان سنی ها توسعه پیدا کردهو با همکاری نیروهای آمریکایی با رزم برعلیه نفوذ القاعـــده در مقابل این گروه ضعیف و انتشار یافته، در سراسر عـــــراق فعالیت می کند. حـــمایت سعودی ها از عراق و دریافت بعضی پشتیبانی ها از رژیم سعودی جهتمخالفت با نفوذ ایرانیان وتهییج ، سنی ها، اعراب، و مالکی و گاها مخالفت با القاعده است. عربستان سعودی هیچ وابستگی وتعلقی به مالکی نداشته و در بغداد هم سفیر ندارد. واضح است که نفوذ ایرانیان در عراق قوی تر از نفوذ عربستان در عراق است.
لبـــــنان
عربستان سعودی از جنبش ســیاسی سنی و گــروه چهـــارده مارس و از اولین تشکیل دهنده این جــــنبش، رفیق حریری( که کشته شد) و از سعد حریری پسر رفیق حریری در مقابل ایرانیان، حزب اله که متحد ایرانیان است وگروه هشت مارس پشتیبانی می کند. علی رغم اینکه گروه چهارده مارس از 2005 تا 2009 پیروزی به دست آورد، حزب اله نشان داد که این قدرت با مدیریت سیاست خارجی ادامه پیدا می کند ( ناتوانی در جنگ با اسرائیل در سال 2006 ) و استفاده آنها (اسرائیلی ها) از نیروی نظامی خودشان جهت اشغال مرکز شهر بیروت در سال 2008 این مطلب را نشان داد . در ژانویه 2011 گروه چهارده مارس اکثریت آرا خود را در مجلس از دست داد، به طوریکه بعضی از عوامل آنها (که سرشناس ترین آن رهبر دوروزی ها ولید جنبلات بود ) به گروه هشت مارس ملحق شدند. حزب اله توانسته بود سعد الحریری را از مسند قدرت وزارت به زیر بکشد. نجــیب میقاتی سیاستمدار سنی مذهـــب کمترین اتحاد را با عربستان داشته و بیشتر مواضع حزب اله را قبول دارد، که حکومت جدید لبنان را تشکیل داد. با اینکه در انتخابات سال2010 عراق، سعودی ها در برابر ایران شکست خوردند ولی سعودیها برای نفوذ سیاسی تلاش میکنند.

 


فلســــطین
عربستان سعودی از حکومت خودگردان فلسطین به ریاست جمهوری محمود عباس و با تمرکز بر ایدئولوژی جنبش فتح، در مقابل جنبش حماس که به نظر میآیدبرای پشتیبانی منطقه ای بیشتر به ایران وابسته استحمایت می کند. در فوریه2007 شاهزاده عبدالله سعی کرد اختلاف فتح و حماس را که بعد از انتخابات قانونی فلسطین در سال 2006 و پیروزی حماس، بین آن دو پیش آمد میانجیگری نماید.باوجود عدم توافق خونین احزاب فلسطینی وکنترل امنیتی حماس بر روی غزه وکنترل خیلی سخت فتح در ساحل غربی میانجی گری سعودی، ماه ها انجام نشد وشکست خورد.
واکنش و عکس العمل های متنوع به انقلاب عربی
دورنمای سیاست منطقه ای عربستان سعودی در رویارویی با انقلاب عربی سال 2011 محکوم به شکست است. حسنی مبارک مهم ترین متحد عربستان در مصر از قدرت ساقط شد، با سقوط مبارک به نظر می آید که وضعیت سیاست های منطقه ای سعودی مبهم شده ودر سطح خطرناکی قرار گرفت. اولین عکس العمل دفاعی ریاض حفظ فضای نفوذ خود در اعراب در اتحاد با شورای همکاری خلیجGCC ودر یمن بود. این مطلب نسبتا یک مساله ای مربوط به جغــرافیای سیاسی است، اما ( از دید عربستان) اغلب مربوط به مباحث امنیتی داخلی حکومت است. تعهد سعودی به شــــرکاء پادشاهی شـــورای همکاری خلیـــــج GCC در مورد حفظ ونگهداری انواع رژیم ها در مقابل نفوذ ایرانـــیان و یا دیگرکشورهای همسایه و یا غیر همسایه زیاد است. حقیقتا، سیاست سعودی مخالفت با انقلاب عربی است.توجیه رهبران سعودی جهت اعزام نیرو به بحرین و نهایت کمک به حکام کشورهای عربی، عکس العمل به تلاش ایرانیان برای سرنگونی رژیم بحرین است، این حفاظت توسط یک شریک پادشاهی بیشتر از هرچیز دیگر برای کشورها اهمیت دارد. ادامه درگیری فرقه ای در بحرین موجب تاثیر فوق العاده در عربستان شده، مخالفت پرشور اقلیت شیعه در استان های شرقی، به جهت حفاظت از سیستم پادشاهی بحرین که توسط دولت عربستان، با وجود هزینه احتمالی و مشکلات اقلیت فرقه ای در کشورانجام می گیرد، برای ریاض اهمیت پیدا کرده. آل سعود معتقد است که می تواند مسائل داخلی خود را مدیریت کند، آنها نگران مسائل منطقه ای هستند. سعودی ها اغلب درشورای همکاری خلیج GCC به پشتیبانی از سلطان عمان که با اعتراضات جدی، اما نه مانند بحرین و با یک تشابه جهت انجام مساعدت روبرو هستند، متعهد می باشند. ظاهرا فراخوان ناگهانی به اردن و مراکش در می 2011 جهت الحاق بهشورای همکاری خلیج GCC به علت محافظت از رژیم پادشاهی از نوعی که در دنیای عرب هست، بوده.
یمــــن
سیاست سعودی در قبال یمن، با توجه به حساسیت پادشاهی برتمرکز تسلط جغرافیای سیاسی در یک کشور همسایه و حداقل خطر امنیتی، پیچیده نیست. سعودی هااز اواخر 1970 و 1980 بالای آن ده سال رابطه دوستی متنوعی با رئیس جمهور یمن علی عبدالله صالح داشته و از او در مقابل پشتیبانی شوروی از رقبایش در جنوب یمن، پشتیبانی شدید می کردند، او(علی عبدالله صالح) برای پشتیبانی از صدام حسین در جنگ خلیج در سال 91 – 1390مورد انتقاد قر ار گرفت، و حمایت او از جدایی طلبان، توسط رهبران پیشین سوسیالیست جنوب یمن در سال 1994 شکست خورد. در سال 2000 به نظر آنها صلح و آشتی با علی عبدالله صالح آسان نبود، زیرا در کشور جایگزینی بهتر از او وجود ندارد. به هر حال با توجه به اینکه آنها همسایه هایی با رژیم پادشاهی بودند، وجه مشترکی با ایدئولوژی و شاخصه های شخصیتی صالح نداشتند.

بنابراین از زمانیکه روشن شد که او در مسند قدرت ناکام شده، سعودی ها با پشتیبانی آمریکا و با یک نقشه مرحله به مرحله در صدد مدیریت جابه جایی قدرت شدند. به نظر می رسد بی ثباتی رژیم صالح به دفعات موجب انجام جابه-جایی و تغییر رژیم میگردد،اما نهایتا این مطلب واضح است که سیاست سعودی و دیگران خودداری از برگشت به عقب تا آخرین لحظه می باشد. زمانی که او در ژوئن 2011 با انجام بمباران اوضاع را وخیم کرد، سعودی ها در زمان بهبودی تدریجی اوضاع برای او سپاه اعزام کردند. بیشتر تجزیه و تحلیل ها حاکی از شک و دودلی نسبت به این است که عربستانی ها اجازه دهند علی عبداله صالح مجددا جهت حفظ مسند قدرت انتخاب شود، اما در سپتامبر 2011 او دوباره در یمن به قدرت رسید. اواخر نوامبر، بار دیگر در ریاض صالح با ملک عبدالله جهت جابه جایی قدرت به معاون رئیس جمهور، در شورای همکاری خلیج، دیدار کرد. هر اتفاقی که در یمن رخ دهد، سعودی ها مطمئن هستند که می توانند نفوذ خود را در میان گره های گوناگون سیاسی، نظامی و رهبری قومیتی آن کشور داشته باشند. یقینا آنها نخواهند توانست دمکراسی را در یمن ایجاد کنند، زیرا اگر دمکراسی ایجاد شود آنها یمن را ترک خواهند کرد. آنها مانند عملکردشان در بحرین جهت پیشگیری از انقلاب، افراد خود را به آنجا نخواهند فرستاد.
مصر، لبنان، لیبی و سوریه
سعودی ها در خارج از فضای مرز خود کمتر مهاجم دارند. آنها از سقوط حسنی مبارک متاسف شدند اما حرکت سریع آنها با انجام کمک چهار بیلون دلاری جهت ایجاد ثبات، در یک رابطه عالی با نیروهای مسلحی که جایگزین او(حسنی مبارک) بودند، انجام گرفت. به نظر می رسد آنها در لبنان یک عقب نشینی و گرفتاری شدید بعد از سقوط حکومت سعد حریری داشتند. آنها در لیبی از شورش در مقابل قذافی فقط به صورت زبانی پشتیبانی کردند، از سوی دیگر بقیه کشورهای شورای همکاری خلیجGCC مانند امارات متحده عربی و قطر از نظر نظامی تاثیر داشتند. بیشترین تردید آنها، زمانی بود کهبرای چندین ماه تظاهرات مردم سوریه در مقابل رژیم اسد تشدید شد. نگرانی اساسی از تغییر حکومت و ثبات منطقه ای موجباتحاد بیشتر کشورهای عربی در مقابل پشتیبانی از تغییر حکومت توسط ایرانی ها گردیده. فقطآنها در آگوست 2011 آشکارا این مطلب را با رژیم اسد نقض کردند.
سرمنشاء نفوذ سعودی
معمولا نفوذ سعودی در جهان عرب یک سیاست پشت پرده است. استقرار ارتش آنها در بحرین یک استثناء در روش سیاسی آنها است. پول یکی از کلیدهای نفوذ سعودی در منطقه است. اغلب زمانی که پول به جیب دولتها سرازیر می شود بعضی از دولتها بر خلاف مصالح عمومی قدم برمی دارند. زمانی که پول به دست گروه های غیر دولتی می-رسد، کشف مسیر چرخش پول مشکل تر می شود. بنابراین امکان دارد که پول سعودی ها، که به جیب دولتها و یا گروه های غیر دولتی می ریزد به سمت گروه های مخالف اسد در سوریه ، به عوامل مخالف حکومت قذافی در لیبی، و به گروه های سیاسی مصر که نوامبر 2011 در انتخابات سیاسی با هم رقابت می کردند سرازیر شود. این مطلب تعجب آور نخواهد بود. گواه این مساله سابقه ارائه پیشنهادات دولت سعودی به پشتیبانی مالی از این نوع گروه ها است.
دیگر عامل نفوذ سعودی در منطقه جهان عرب، ایدئولوژی وعقیده آنهاست. ریاض برای چندین دهه به طور گسترده اسلام را ترویج و به شکل روشن و مشخص تفسیر خودشان را از اسلام نشر دادند، وهابیسم یا،سلفیسم که در دنیای عرب برای همه شناخته شده تر است، (سلفی های عرب، پیشینیان آنها یک مذهب ساختگی ریاکارانه از اسلام ایجاد کردند). آنها این ایدئولوژی اسلام را در مقابل ایدئولوژی ناسیونالیسم عربی جمال عبدالناصر و حزب بعث سوریه و عراق در سال 1950 تا سال1960 ، و جهت پشتیبانی از برادری مسلمانان به ویژه در مقابل ملل غیرمذهبی و چپ گراها ایجاد کردند. بعد از رشد شدید قیمت نفت در سال 1970 ثبات عربستان سعودی در صحنه بین المللی، سیستم اداری حکومتی و سازمانهای غیر اداری، موجب نشر عقاید اسلام سلفی شدند. آنها، با این هدف مهمترین نقش را در رشد سلفیسم در منطقه داشتند که گروه های سلفی در سیاست اکثر کشورهای عربی خصوصا درحال حاضر در کشور مصر توانایی ابراز وجود داشته باشند.
سلفیـسم شمشیـر دو لبــه
نقش عربستان سعودیدر رشد منطقه ای سلفیسم بررسی نشده است و مفهوم آن این نیست که عربستان سعودی می-تواند موضع سیاسی خود را به گروه های سیاسی سلفی یا دیگر گروه های اسلامی دیکته نماید. چندین دهه حمایت از حس برادری مسلمانان کمکی به آنها در جنگ اول خلیج نکرد، زیرا بیشتر گروه های همبستگی مسلمان سیاست وسوسه انگیز آنها را (عربستان سعودی) نسبت نیروهای آمریکایی در آن کشور محکوم و با جنگ در برابر عراق مخالفت نمودند. پشتیبانی آنها(عربستان سعودی) از اعراب داوطلب جهاد در مقابل روس ها در جنگ افغانستان در سال 1980 بالاترین معیار در توسعه گروه القاعده شد، که زمینه ساز تفکر سلفی گردید و این تفکر در مقابل خاندان سعودی قرار گرفت. درمدت انقلاب عرب، خاندان سعودی نتوانست تفکر بعضی از سلفی ها را در مورد جاذبه توسعه دمکراسی آرام کند. پشتیبانی از یک مجلس مبتنی بر انتخابات در عربستان سعودی مانند کشورهای غیر مسلمان، توسط بعضی از فعالان برجسته سلفی، نشانه ی رد افکار پیشینیان سلفی در مورد انتخابات آزاد است. گسترش سلفیان آزاد اندیش در مصربرای خاندان سعودی آمیخته ای از مواهب است. احتمالا سلفی های مصری بیشترین رابطه تناتنگ حمایتی را با عربستان سعودی داشته  اند، عقیده فعالان سلفی، مشارکت در سیاست های آزادیخواهانه است، این مساله موجب نگرانی برای سیستم حکومتی است که با برداشت از اسلام برای فقدان آزادی دلیل موجهی دارد.
بنابراین سعودی ها نمی تواننددر کشور و یا در خارج از مرزها، از پیشرفت افکار سلفیسم جلوگیری، آن را متوقف و سیاســـت های خود را تحــمیل کنند. این اشتباه است که سیاست سلفی را به مصر و یا پاکــستان وابســـته نمائیم، برای مـــثال، به وضوح دسیـــسه سعودی ها، با فـــشار کافی از سوی آمریکا، موجــب پایان تفـــکر سلفی می گردد. اما یک عامل برای سیاست خارجی منطقه ای سعودی که ریاض می تواند و باید از تقویت فرقه گرایی جلوگیری نماید هویت همانند فرقه ها و درگیری آنها می باشد. سعودی ها با یک تصمیم و اراده آگاهانه از زمان شروع انقلاب بهار عربی با ایجاد تفرقه در بین تسنن – شیعیان و افزایش پشتیبانی از متحدان آنها، و به منظور منزوی کردن ایران و متحدانش در جهان عرب اقدام نمودند. مطبوعات سعودی آن قسمت از اتفاقات بحرین، که ایرانـــــیان موجب ترغیب شیعیان به شورش گردیدند را در جهان عرب انتشار دادند. مفتی عربستان سعودی، در پاسخ به سوال نفوذ ایرانیان در خلیج، گفت : در طول تاریخ آنها سوءنیت وعداوت خود را به اسلام وسنی ها ابراز داشته اند. فرقه گرایی یک حقیقت پایدار در شرق جهان عرب می باشد، سعودی ها آن را اختراع نکرده اند. اما در حال حاضر آنها ســــعی می کنند فرقه گرایی را تقویت کنند.
در کوتاه مدت برافروختن آتش فرقه گرایی منطقه ای ممکن است به سعود ی ها در مورد تحرکات داخلی و پشتیبانی منطــــقه ای آنها در مقـــابل ایرانیان و متــــحدانش، کمک نماید، اما با یک هزینـه بالا. احتــــمالا فعالیت آنها در جهت مصالحه وسازش و نفوذ بر دولت عراق است، حتی کمتر از میزانی که در حال حاضر وجود دارد. عربستان در جایی که ستاد فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا قرار دارد( بحرین) از درگیری در بحرین حمایت کرده و از گفتگو میان دوطرف جلوگیری می کند. این مطلب موجب گرایش سیاست مداران عرب شیعه و گروه های آنان به ســوی ایــران می شود، در حقیقت نظر ایرانیان بیشتر از نفوذ در کشورهای عرب ارتباط وتاثیر بر امت بزرگ شیعه است. کشمکش فرقه گرایی اغلب به تحریک سلفی های جهادی افراطیکمک می کند، تجسم آن القاعده است، زیرا ضدیت با شیعه یک عامل قوی در سلفی افراطی می باشد. احتمالا در چنین فضای پرکشمکش منطقه ای، بیشـــتر بحران ها از کنترل خارج خواهد شد، تکرار جنگ های داخلی در چند کشور عربی و هدایت جنگ به ســـــمت وسوی اعراب – ایرانیان می تواند موجب اعمال نفوذ آمریکا در رزم مسلحانه دیگری در خاورمیانه باشد.

 

شناسنامه


کدخبر: ۸۰۶۸
تاریخ: ۱۳۹۳/۳/۱۸     ساعت: ۹ : ۳۹
امتیاز به این خبر:
  • 4
سرویس: اختصاصی       زیرسرویس: نقد و بررسی
انتشار:
ارسال نظر


نام :*
ایمیل:
نظر :*
ارسال
نظرات


سياوش طاهري

مقاله بسيار جالبي است لطفا رزومه مترجم را بنويسيد

۴
۰
نبي پور

سلام با تشکر و عرض خسته نباشيد خدمت مترجم محترم . هر اثر بهتر از اثر پيشين. انشاالله هميشه موفق و پيروز باشيد

۴
۰
صداقت

با تشکر از استاد هنرجويي
ديدگاه زيرکانه و ريزبينانه اين مقاله را تحسين ميکنم
اميدوارم سلسله مقالات سياست عربستان توسط حضرتعالي ادامه پيدا کنه

۳
۰
وحيد ابراهيمي

با توجه به اوضاع منطقه خاور ميانه به نظر من پژوهش در مورد يکي از قطب هاي منطقه غرب آسيا بسيار ضروري ميرسيد.
ضمن تشکر از گردآورنده خواهش ميکنم به تجزيه و تحليل سياست هاي کشور فوق ادامه دهند

۳
۰
رامين حبيبي

خيلي عالي و جامع و تخصصي بود .متشکرم

۳
۰
حسين ستايش

خيلي عالي بود مرسي و ممنون

۳
۰
محمد بابايي

سلام خيلي عالي بود منتظر مفالات جديدتري از استاد هنرجويي هستيم .باتشکر

۳
۰
مجتبي کاظمي نژاد

سلام مقاله خيلي جالبي بود.اميدوارم قسمت هاي بعدي اين مقاله هرچه زودتر توسط استاد هنرجويي ترجمه بشه تا همه استفاده کنيم. با تشکر

۳
۰
کاظمي نژاد

مقاله بسار جامع و خوبي بود از استاد هنرجويي.اميدوارم مقاله هاي جديدتري را از ايشان ببينيم و از اين مقالات استفاده کنيم. با تشکر

۲
۰
فرزين همدانيان

فکر ميکنم متن مقالهرا ميتوان قابل فهم تر کرد، زيرا کمي سنگين است ضمن اينکه ذات اين گونه مقالات همين شکل مي باشد با تشکر

۵
۰
رضايي

لطفا در مورد مترجم هم بنويسيد. با تشکر

۵
۰
مسعود فعلي

مقاله بسيارجالب وقابل استفاده براي عموم جامعه ميباشد جاي تقديروتشکردارد.

۴
۱
مسعود فعلي

ضمن تشكرازگردآورنده مقاله بسيارجالب وقابل استفاده براي جامعه امروزي ميباشد

۵
۰
محمد امين مجيدي

مقاله بسيار تخصصي و جالبي بود

۵
۰
محمد امين مجيدي

مقاله بسيار تخصصي و جالب توجه بود. متشکرم.

۴
۰
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه خبری متعلق به سرزمین ارتباطات میباشد.
  • ۱۳۹۷ يکشنبه ۳۱ تير
  • ٩ ذو القعده ١٤٣٩
  • Jul 22 2018