صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
صفحات اختصاصی
گروه های خبری
شعر و ادب
بین الملل
تلنگر / وبلاگ رسمی دکتر سوسن صفاوردی
محله خبر
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
مقاله:

بررسی تفکرات اسلامی در مدیریت هندسه قدرت و جنگ (قسمت اول)

اطلاعات مولف:
سیامک هنرجویی ، متولد سال ۱۳۴۶ ، کارشناس ارشد دفاع ملی ، در حال خدمت در یکی از واحدهای رزمی آجا

چکیده:

تلاش در نگارش این مقاله آشنایی عموم جامعه با مفهوم هندسه قدرت در جمهوری اسلامی ایران با دو رویکرد تقریبا متضاد است. رویکرد  نخست برگرفته از مبانی فقهی اندیشمندان اسلامی است که زیر ساخت های تئوریک و سیاست های اعلانی، اجرایی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را صورت بندی می نماید و به دارالاسلام معروف و معتقد به مرزهای عقیدتی در جهان اسلام است. این نگرش تفسیری فراملی از امنیت و منطبق بر تفکر دارالاسلام از سیاست امنیتی کشور ارائه میدهد و امنیت ایران را مرتبط و پیوسته با امنیت جهان اسلام می داند و اهمیت آن به حدی است که از نظر صاحبان این اندیشه می توان بسیاری از هزینه های آن را از طریق جمهوری اسلامی ایران پرداخت نمود.

رویکرد دوم با توجه به زمان و تجارب ملی و بین المللی و درک محدودیتها و تنگناهای فراروی نگرش نخست شکل گرفته و بازگشت به قلمرو ملی در دستورکار  دولت مردان قرار دارد.  این نگرش همسانی و قرابت بیشتری با حقوق بین الملل، عرف، منشور ملل متحد و قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل دارد. در این نگرش امنیت مردم، مبنای امنیت حکومت است و بدون امنیت مردم، امنیت نظام سیاسی و بقای آن ممکن نیست.  در قسمتی دیگر از این مقاله به اصول پردازش نظرات ژئوپولتیکی آینده و به دست آوردن مبانی تصویرهای مطلوبتر و کاملتری از فرداها، به خصوص باز کردن تحولات پیش رو و ابعاد نوین آن من الجمله سناریو ها، برنامه ها، اقدامات امروز و نهایتا قوانین و رویه حاکم بر علوم ژئوپلتیک و ژئواستراتژی به عنوان بخشی از عناصر تشکیل دهنده هندسه قدرت می پردازد. در واقع مطالب این مقاله بیانگر لزوم تغییر در فرهنگ نهادینه سیاسی بعضی دولتها و ملتها ست. دیگر اینکه یکی از درس های این مقاله ایجاد زمینه ای برای مرتفع ساختن چالش های سیاسی کشور است.

 

واژگان کلیدی: انتولوژیک[1]، اپیستومولوژیک [2]، دترمینیزم[3]، ژئوپولتیک[4]، دارالاسلام

 

مقدمه:

بالغ بر چهار دهه است که از تلاش محافل گوناگون علمی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در موضوعات و مباحث اعتلای کشور عزیزمان می گذرد. اما در همه این محافل، رویکرد اصلی مباحث، گزارشات و مقالات به دلیل نبش قبر کردن تاریخ در رنج است. هر زمان در دهلیزهای هزار توی تاریخ به نکته ای دست می یابیم، فرصت پایان می یابد. حال، زمان در گذر است و ما اغلب در بند گذشته هستیم. جوامع پیشرفته مغلوب زمان نبوده و بر زمان حاکم شده اند. باید زمان را دریافت و از درک عمیق زمان گذشته و حال غافل نبود. ملت های پیشرو تلاش دارند تا آینده زمان را در " حال " جستجو کرده و به آن شکل دهند. برای موفقیت باید به دهلیزهای تو در توی تصور سفر کرد،  به گذشته نظر داشت و از خطوط خطر در " حال " زمان عبور کرد. با این نگرش لزوم آینده پژوهی، پیش گیری و پیش بینی و ایجاد زیرساخت هایی جهت نیل به توانایی و قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی صد چندان می شود. واضح است که در این میان موقعیت مکانی و زمانی، مبنای تفکرات و عقیدتی ملت ها، همچنین روحیات، اقتصاد و مسائل دیگر دخیل هستند و باید به شکلی موشکافانه مورد بررسی قرار گیرد. در کشوری مانند ایران عزیز که همیشه دستخوش حوادث بوده و دارای فرهنگی پویا، ارزشمند، تاریخی با اقتدار جهان­بینی و هم راستایی قانون، شرع و عرف به همراه منابع فراوان اقتصادی، اقلیم ها، اقوام و ادیان الهی گوناگون و از سویی دیگر اندیشمندانی گرانمایه، که مبنای تفکراتشان، نه زدن بر طبل مخالفت بلکه رسیدن به یک وحدت و انسجام ملی وگاها بین المللی میان اقوام ایرانی است باید توجه بر ایجاد موقعیتی برتر درجهان و غرب آسیا مد نظر باشد.

روش تحقیق:

این تحقیق به روش کتابخانه ای و مطالعه اسنادی انجام شده که ابزارهای آن عبارتند از :

1.       فیش های مطالعاتی

2.       بررسی و مطالعه مقالات مرتبط داخلی

3.       بررسی، ترجمه و مطالعه مقالات مرتبط خارجی

 

بررسی تفکرات اسلامی در مدیریت هندسه قدرت و جنگ:

مدیریت هندسه قدرت رمز موفقیت ملت ها برای ورود به قرن جدید است و می تواند در کاستی منازعات موثر باشد . در واقع فردا متعلق به ملت هایی است که می توانند با مهندسی و مدیریت هندسه قدرت در شکل دهی به آینده موثر باشند. مدیریت هندسه قدرت یک رشته التقاطی است هندسه قدرت به عنوان یک حوزه مجزا مطرح نمی شود. این مطلب با نقش قدرت نظامی در ارتباط است اما محدود به آن نیست . هندسه قدرت گرچه در حوزه مطالعات و بررسی های نظامی ظهور یافته اما در گذر از جاده تحول ، ماهیتی فراگیر به نمایش گذاشته به شکلی که ماهیت نظامی خود را به شدت تحت تأثیر قرار داده و شاهد پیدایش گونه های تازه از هندسه قدرت هستیم که ضرورتا محدود به کاربرد ابزارهای نظامی در جنگ نمی شود. به هر حال سطح چشم انداز هندسه قدرت از حد استفاده از آن برای درگیری با دشمن جهت نیل به اهداف فراتر رفته و به گونه ای از مدیریت تبدیل می شود. تحولات نیمه دوم قرن بیستم درس های زیادی برای جامعه جهانی به همراه داشته که از جمله آنها میتوان به ضرورت درک تحول ماهیت جنگ، تحول علوم جغرافیای سیاسی و تحول علوم ژئواستراتژیک(geostrategic) به واسطه ظهور فناوری هسته ای اشاره نمود. نتیجه این تحولات تغییر ماهیت هندسه قدرت در 2 بعد انتولوژیک(anthologyc) و اپیستمولوژیک(epistemologyc) است که اولی ماهوی و دومی پدیداری است. انتولوژیک (ontologyc)هندسه قدرت از حیث هدفمندی متوجه اعمال مهار بر فرآیندهای جنگ ساز است و از نظر اپیستولوژیک(epistemologyc) هندسه قدرت با نگرشی بین رشته ای قادر به ارائه برنامه های کلانی است که با تنظیم سیاست های اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، نظامی ، مسائل سیاسی و حتی جهان بینی و غیره موجب ارتقاء توان رزمی بازیگر شده و اهداف مذکور بدون استفاده از قدرت سخت تحصیل گشته و یا در صورت ورود به منازعه با کمترین هزینه، آن اهداف به دست آید ، به همین  دلیل هندسه قدرت از این نظر از جنس مدیریت است.

 

این تفکر در مورد هندسه قدرت باید به چند ابهام پاسخ دهد؛

1.       ابهام در مورد کجایی و موقعیت مکانی فعلی بازیگر با توجه به مولفه های جغرافیایی ، جغرافیایی سیاسی ، جغرافیای اقتصادی ، جغرافیایی فرهنگی و مرزهای جهان بینی.

2.       ابهام در مورد آینده و مباحث آینده پژوهی ، پیش گیری ، پیش بینی و اینکه بازیگر می خواهد در آینده مشخص به کجا برسد.

3.       ابهام در چگونگی و در واقع بیان روش ها و طرح هایی که برای رسیدن به موقعیت مطلوب نیاز است

4.       ابهام در مورد میزان تحقق و در واقع بیان شاخص هایی که تحقق اهداف را نشان می دهد.

5.       ابهام در مورد نحوه اطمینان بخشی و نظارت و اینکه چگونه می توان سیاست های هندسه قدرت را پیگیری  ، نظارت و صیانت نمود و ایا این مدیریت هندسه قدرت شمول و جامعیت دارد؟

 

رشد مطالعات هندسه قدرت در بستر مباحث نظامی منجر به تحصیل امنیت و صیانت از آن و تلاش برای ارتقأ ضریب امنیتی  بازیگر، به هدف اصلی طراحی و طراحان هندسه قدرت تبدیل می شود از سوی دیگر امکانات مد نظر استراتژیست های ملی صرفا در توانمندی نظامی منحصر نشده و طیف متنوعی از منابع، اعم از مادی و غیر مادی مورد توجه بوده که توانمندی های نظامی تنها بخشی از آن است در مقابله این دو تفکر، نظامی­گری از مطالعات هندسه قدرت حذف نشده اما از کانون توجه این مطالعات به حاشیه رانده شده. در واقع با توجه به مطالب فوق هندسه قدرت از زمانی موضوعیت می­یابد که بازیگر قادر باشد:

-         منافع ملی خویش را تعیین و تبیین نماید.

-         منافع ملی خود را تحلیل و دسته بندی نماید.

-         میزان امکانات و شرایط محیطی خود را درک نماید(امکان سنجی)

-         نسبت میان امکانات و اهداف را با تعیین اولویت هر یک مشخص سازد (ارزش گذاری)

اگر به فرآیند تحول استراتژی در دوران جنگ سرد و پس از آن با تأکید در مقطع زمانی کوتاه بعد از حادثه 11 سپتامبر نگاهی اجمالی داشته باشیم مشخص می­شود که استراتژی با نگرشی جدید،  برای شکل دهی به فردا و جغرافیایی آینده تعریف می شود به عبارت دیگر چنین به نظر می رسد که ایده مهندسی کردن تحولات و رفتارها در گستره جهانی و در سطح تعاملات بین قدرت های برتر از دیرباز وجود داشته و همین ایده است که با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی موجب آغاز یک هندسه قدرت جدید در کشورهایی جدید شده، ضرورت برخورد فعال باآینده موجب می شود که استراتژیست های عصر حاضر برای خود قائل به رسالت مهندسی شوند لذا جنبه "اقدامی"  هندسه قدرت بسیار است. اگر هندسه قدرت را مربوط به گفتمانی تازه در حوژه مطالعات استراتژیک ارزیابی کنیم این مطلب نه بر مبنای مدیریت جنگ یا مدیریت منابع سازمانی ، بلکه بر پایه مهندسی کردن مناسبات جهانی است. نتیجه چنین نگرشی تولید سناریوهایی است که بازیگران را به انجام سیاست های خاص وا می دارد. این تفکر به چندین دلیل نمی تواند انحصاری باشد:

1.      از حیث هدف بسیار وسیع است .

2.      از حیث روشی مبتنی بر حضوری گسترده در گستره جهانی است.

3.      از حیث کاربردی نیازمند وجود سطحی از توان نظامی، اقتصادی و ارتباطی است تا بازیگران بتوانند اقدام به تحمیل اهداف خود نمایند.

4.      از حیث جهان بینی نیازمند وجود ارزش­های فراگیری است تا بشود به جهان شمولی آن ها حکم داد.

رسالت همه پیامبران اولوالعزم ( ص ) و در راس آنها پیامبر اعظم ( ص ) یک رسالت جهانی است و اختصاص به مکان خاصی ندارد. دین اسلام  همه آنچه را که برای ماموریتی جهانی نیاز دارد برخوردار و پیامش فراگیر و پاسخگو به تمامی نیازهای متنوع بشریت می باشد. دین اسلام و به خصوص مذهب شیعه روش هایی اختصاصی برای انتقال پیام جهانی خود دارد. اسلام فقط به انتقال پیام اکتفا نمی کند بلکه به دنبال تحقق عملی پیامش می باشد و برای این منظور برنامه دارد. به این جهت است که پیامبر اسلام تنها پیامبری است که بعد از بعثت در صدد برقراری حکومت بود. اسلام دینی صد در صد سیاسی و اجتماعی است و می تواند هدف خود را که تعالی بشریت از هر نوع نژاد، رنگ پوست، فرهنگ، زبان و گویش است به منصه ظهور برساند. به رسمیت شناختن کثرت و تنوع جوامع، جزء خصایص جهانی شدن و انترناسیونالیستی دین اسلام است.

در غرب گرچه ظاهر جهانی شدن نرم است اما در باطن آن روح نظامیگری وقابلیت بهره گیری از قدرت سخت وجود دارد. دولتهای غربی هرگاه منافعشان به خطر افتد به راحتی دست به اسلحه می برند، در واقع جهانی شدن غربی موجب ازدیاد جنگ و خشونت است. کشورهای اسلامی در حال حاضر با دو نوع مرز روبرو هستند از یک طرف خواستگاه عقیدتی، کلیه مسلمانان را امت واحد تلقی نموده و حائز یک مرز بین المللی است که دارالاسلام را مقابل دارلکفر قرار می دهد و از همدیگر جدا می سازد. علامه طباطبایی در تفسیر آیه 200 سوره ال عمران می گوید: " اسلام تأثیر انشعابات ملی در جامعه را به کلی لغو نموده است". شرایط اقلیمی از یک سو موجب تغییر در زندگی ، زبان، رنگ بدن و اختلافات دیگر گردید، و از سوی دیگر هر جمعیتی بر اساس ویژگی های فوق قطعه زمینی به خود اختصاص داده و نام آن را وطن گذاشته . اسلام این نوع تمایزات و اختلافات فرعی و مصنوعی را لغو کرده و جامعه ای را بنیاد ، که مرزهای آن را عقیده تعیین می کند. مرتضی مطهری معتقد است که : فکر ملیت پرستی و نژاد پرستی ، فکری است که می خواهد ملل مختلف را در برابر یکدیگر قرار دهد. این موضوع در قرون اخیر در اروپا به وجود آمد و شدت گرفت . شاید در آنجا طبیعی بود، زیرا مکتبی که بتواند ملل اروپا را در یک واحد انسانی و عالی جمع کند وجود نداشت. این موج در ملل شرقی به وسیله استعمار نفوذ کرد . ملیت در اسلام بر همکیشی و هم اعتقادی استوار است . این رویکرد معتقد است دخالت ایران اسلامی در سرنوشت مسلمانان انگلیس، آمریکا و روسیه دخالت در امور داخلی این دولت ها نیست. دخالت در امور کشورهای مسلمان بر فقیه جامع الشرایط که ولایت دارد امری حق ، مشروع و مجاز است. مشکل اساسی و غیر عملی این رویکرد تباین آشکار با عرف و امور بین الملل است که مبنای اصلی رفتار و روابط بین الدولی است . همانطور که اصول 4 و 7 منشور ملل متحد (از فصل اول)، کلیه اعضا را در روابط بین المللی خود از هر گونه رفتاری که نقض حاکمیت ملی دولت ها قلمداد می گردد و با مقاصد ملل متحد مباینت دارد منع می نماید. و اعضا را نیز ملزم می­دارد که چنین موضوعاتی را ، تابع مقررات این منشور قرار دهند.

به نظر می رسد شورای موسس قانون اساسی در سال 58 و شورای بازنگری در سال 67 نگرش اول دارالاسلام را در نظر داشته اند به طوری که در اصل 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این ویژگی نمایان است که می گوید :

در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می کنیم.

همچنان که در اصل سوم بند16 موکدا اظهار می دارد تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهدی برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان است. استعمال کلمه امت اسلامی  و امت واحد (9بار در قانون اساسی) مبیّن پذیرش دارالاسلام در ذهن نویسندگان آن است. دارالاسلام کلیه کشور ها و مناطقی است که متعلق به مسلمانان بوده و در آنجا قوانین و مقررات و دستورهای دینی، سیاسی ، اقتصادی ، اخلاقی و تربیتی اسلام رعایت و تحت نظام حکومت اسلامی اداره می شود، اتباع این کشورها معمولا مسلمان هستند و اگر اقلیتی غیر مسلمان هم وجود داشته باشد تحت شرایطی از حقوقی خاص برخوردارند ، ولی با این حال تابع حکومت های اسلامی هستند. چنین سرزمین هایی موطن اصلی تمام مسلمانان عالم است یعنی اگر آن ها به تنهایی قادر به دفاع نیستند بر تمام مسلمانان واجب کفایی است که از آنجا به عنوان بخشی از سرزمین اسلام دفاع نمایند. با تعریف مذکور به نظر می رسد آزاد ساختن سرزمین فلسطین که تحت اشغال مستقیم رژیم صهوینیستی است بر همه مسلمانان جهان یک فرض است احتمالا حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین در تمام نهادهای حقوقی و بین المللی و اعتراض نسبت به سکوت قدرت ها و مجامع بین المللی و موضع گیری سیاسی از این مولفه حقوق اسلامی و فقهی نشئت می گیرد و رفتار سیاسی ما را در تمام سطوح (ملی ، منطقه ای و بین المللی) توجیه می نماید. بیان صحیح و شفاف جمهوری اسلامی ایران در دفاع از جهان اسلام و جهان سوم بر گرفته از اصل 154 قانون اساسی است. روشن است که مرز عقیدتی در حال حاضر به عنوان حد فاصل سرزمین اسلام از سرزمین های کفر مورد توجه حقوق بین الملل و قاطبه دولت های اسلامی نیست، به عبارت دیگر آنچه مبنای بحث در حقوق بین الملل پیرامون مرزهاست، حد فاصل طبیعی یا قرار دادی کشورها، بدون توجه به جنبه های عقیدتی آن­هاست. در ضرورت تعیین مرزها و قلمرو حکومتی یک دولت به ویژه در دوران معاصر جای هیچ تردیدی نیست ، زیرا استقلال و آزادی یک ملت در برابر دیگر ملت ها آنگاه قابل تحقق است که از نظر جغرافیایی دارای سرزمین مخصوص به خود و طبعا دارای مرزهای طبیعی یا قراردادی مشخص باشند که تجاوز دیگر ملل یا دول را از آن مرزها منع می کند و جهت انجام هرگونه فعالیت صحیح اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی  ملت ، نیاز به اجاره دیگر دولت­ها نباشد.

 


 


[1] ontology : بخشی از فلسفه که با وجود واقعیت و ماده اصلی سر و کار دارد، ذاتی

 

[2] Epistemologyمعرفت شناسی :

[3] Determinism : جبرگرایی

[4] Geopolitic :  جغرافیای سیاسی

شناسنامه


کدخبر: ۹۵۱۲۸
تاریخ: ۱۳۹۵/۱/۱۸     ساعت: ۱۵ : ۵۴
امتیاز به این خبر:
  • 5
سرویس: اختصاصی       زیرسرویس: نقد و بررسی
انتشار:
ارسال نظر


نام :*
ایمیل:
نظر :*
ارسال
نظرات


sharareh.ak

سلام اقاي هنرجويي مقاله بسيار ارزشمندي ارائه دادين..ممنون که اطلاعاتتون رو روي صفحه گذاشتين تا مورد استفاده عموم قرار بگيره.

۴
۰
مزدا ميثمي

مقاله بسيار خوبي بود.

۴
۰
محمد بابايي

بسيارعالي است آرزوي موفقيت و توفيق روز افزون براي شما را دارم

۶
۰
مجتبي کاظمي نژاد

با سلام و خسته نباشي خدمت استاد هنرجويي،مقاله مفيد و جالبي بود ،اميدوارم قسمت هاي بعدي هم هرچه سريع تر در سايت قرارگيرد تا از مطالب مفيد آن استفاده نماييم.باتشکر

۶
۰
وحيد ابراهيمي

ضمن عرض سلام و خدا قوت به مسئولين محترم سايت خوب شما و قدرداني از زحمات و اطلاعات دقيقي که مولف در اين مقاله در اختيار عموم قرار داده؛ خواهش ميکنم قسمت هاي دوم و سوم ... مقاله بارگزاري شود
ضمنا ساير مقالات آقاي هنرجويي رو مطالعه کردم بسيار متفکرانه و به روز است

۵
۰
فاطمه تورانيان

در مورد ترکيه بنويسيد.

۶
۰
فاطمه تورانيان

در مورد ترکيه بنويسيد.

۵
۰
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه خبری متعلق به سرزمین ارتباطات میباشد.
  • ۱۳۹۶ سه شنبه ۳ بهمن
  • ٦ جمادي الاولي ١٤٣٩
  • Jan 23 2018